آنچه در دیگ است ؛ در کاسه می آید                                                                « ضرب المثل ایرانی »

 

محمود خادمی

04حسن روحانی رئیس جمهوری است که از دل نیروهای امنیتی به این مقام منصوب شده است و نقطه مثبت کابینه خود را هم وجه امنیتی آن دانسته و بآن افتخار می کند ؛ روحانی میگوید : .... اگر کسی فهم امنیتی داشته باشد حُسن است و همه ما بآن افتخار میکنیم . روحانی برای ادعای خود دلایل موجه ای دارد ؛ نخست و مهمتر از همه اینکه حفظ و بقاء نظام در گرو همین فهم امنیتی بوده و میباشد و با مدیریت سرکوب توسط همین کارگزاران امنیتی نظام بوده است که این رژیم توانسته است ؛ تا امروز به حیات ننگین خود ادامه بدهد ؛ ضمن اینکه خود وی در بالاترین پستهای مختلف امنیتی در این رژیم مشغول بکار بوده است .

بر اساس همین ضرورت بوده است که آقای رئیس جمهور ؛ کابینه دولت " تدبیر و امید " خود را از میان خبرگان و کار کشته ترین فرماندهان و مدیران وزارت اطلاعات و ارگانهای امنیتی نظام برگزیده است . تا این کابینه اش بتواند تدابیری بهتر برای مراقبت از بقای نظام آخوندی اتخاذ نماید . حسن روحانی خود به مدت 16 سال در رأس دبیر خانه " شورای امنیت ملی " یعنی حساس ترین و مخوف ترین ارگان امنیتی و برنامه ریز سرکوب و ترور ؛ قرار داشته است .

کابینه ای که بگفته مطهری ــ نماینده مجلس ــ با دخالت ارگانهای امنیتی و وزارت اطلاعات تشکیل شده است . وی میگوید سخنان تعدادی از نمایندگان مجلس در جریان بر رسی صلاحیت کابینه پیشنهادی از طریق دسترسی آنان به اسناد وزارت اطلاعات ــ در باره وزرای پیشنهادی ــ ؛ امکان پذیر شده است . مطهری در این باره میگوید : این که نماینده ها ؛ برگه بازجوئی یک وزیر ــ باز جوئی بوسیله وزارت اطلاعات ــ یک وزیر را کپی کرده و آن را در کازیه نمایندگان دیگر قرار دهند ؛ غیر قانونی بوده و برای همه سئوال برانگیز است ( روزنامه شرق 26 مرداد ) .

اگر چه در نظام جمهوری اسلامی ؛ هر رئیس دولتی در انتخاب اعضاء دولت با این مشکل جدی مواجه است ؛ که بندرت می تواند در درون این نظام افرادی پیدا کند که در تعدیات و جنایات رژیم در این 34 سال سهیم نبوده باشد و پرونده قطوری از دزدی ؛ فساد و جنایت نداشته باشد . ولی قالب کردن این دزدان و جنایتکاران بعنوان اعضاء دولتی معتدل و میانه رو و خیر خواه مردم ؛ توهین آشکار به شعور مردم ایران است .

مثلا" معرفی پور محمدی ؛ کسی که در قتل هزاران زندانی سیاسی دست داشته و به جرم جنایت علیه بشریت از سوی نهادهای حقوق بشری و حقوقدان های بین المللی متهم است ؛ آنهم به بعنوان وزیر دادگستری ــ وزارت خانه ای که باید مرکز عدل و دادخواهی باشد ــ غیر از توهین و دهن کجی آشکار به خانواده های داغدار هزاران زندانی اعدام شده ؛ چه معنی میدهد ؟

 و یا علی ربیعی وزیر تعاون و کار که با نام مستعار " عباد " از خشن ترین بازجویان و شکنجه گران وزارت اطلاعات بوده و در مورد شکنجه و خشونت وی با متهمان ؛ روح الله نژاد حسینیان همکار وی در وزارت اطلاعات میگوید بارها با وی بر سر خشونت با متهمان درگیر شده است . و علی لاریجانی رئیس مجلس در باره اش گفته است : امثال ربیعی مخالفان را به صلابه کشیده بودند . و همچنین فلاحیان در باره وی گفته است استاد عملیات روانی در دانشگاه امام محمد باقر بود و معروف به بازجویِ با نماز بوده است و  افرادی دیگر در این کابینه که دستشان بخون و شکنجه بسیاری و انواع مفاسد آلوده است و فارغ از روز حسابرسی همجنان در قدرت هستند . بنابراین آقای روحانی با انتخاب چنین وزیرانی نشان داده است که چه نوع عدل و داد و آزادی را میخواهد گسترش دهد .

علاوه بر اینکه خود روحانی در این 34 سال همواره در بالاترین و حساس ترین مناصب سیاسی ؛ امنیتی و اطلاعاتی بوده است ؛ اساسا" در این 34 سال حاکمیت این رژیم ؛ یکی از شرایط رسیدن به وزارت داشتن سابقه کار در نهادهای امنیتی و مشارکت در سرکوب مردم بوده است . بنابراین کابینه حسن روحانی از عناصر فاسد و جنایتکاری تشکیل شده که هر کدام از آنها در نابسامانی های سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی در طول حاکمیت این رژیم دست داشته اند و وضعیت فعلی کشور بعضا" حاصل اعمال و تصمیم های آنها میباشد .

بنابراین روشن است که یک کابینه امنیتی همانطور که در این 34 سال نشان داده شده ؛ نمیتواند منشاء خیر و گشایشی برای مردم باشد . در صورت فرض محال هم اگر فکر کنیم آقای روحانی هم ؛ همه ویژگیهای مثبت و خوب یک رئیس جمهور را دارا میباشد و هم بقصد حل مشکلات و مسائل کشور آمده باشد ؛ با موانع  راه چه خواهد کرد و  چگونه این موانع را از میان بر میدارد ؟  

یک قلم با مشکل دزدان و غارتگران جیره خوار ــ که پایگاه اجتماعی رژیم میباشند ــ مثل امامان جمعه ؛ مدیران دزد و فاسد دوائر دولتی ؛ فرماندهان سپاه ؛ مزدوران اطلاعاتی و امنیتی ؛ جیره خوران لباس شخصی ؛ انجمن ها و کمیته های سرکوب ؛ بنیادها و مراکز غارت و چپاول و .... که سرمایه های کشور را به غارت می برند ؛ چه خواهد کرد ؟ مگر این اراذل و اوباشِ مفتخور از موقعیت و مناصبی که بناحق ــ بخاطر مردم فروشی ؛سرکوب و شکنجه و چماقداری و ........ ــ کسب کرده اند ؛ به آسانی چشم پوشی میکنند ؟!

مخارج هنگفت نظامی ؛ امنیتی و دستگاههای سرکوب ؛ هزینه ارگانهای داخلی و خارجیِ ترور و .... بخش بزرگی از ثروتهای تولید شده کشور را به خود اختصاص داده است . رژیمی که حفظ و استمرار نظام خود را مدیون جنگ افروزی خارجی و سرکوب در داخل کشور است ؛ مگر می تواند از این هزینه ها صرف نظر کند ؟ بر عکس رژیمی که هنوز از کابوس قیام مردم در خرداد 88 خلاصی نیافته است ؛ برای پیشگیری و جلوگیری از تکرار مجدد آن باز هم مجبور است هر چه بیشتر از ثروت کشور و دارائیهای کشور را برای این ارگانها هزینه کند

حسن روحانی رئیس جمهور کشور ؛ با ولی فقیه که فرمانروای اصلی کشور و همه نهادهای حکومتی است چه خواهد کرد ؟ آیا می تواند و یا میخواهد پا را از گلیم رهبری فراتر بگذارد و به حیطه های وی دست درازی نماید ؟ با مجلس گوش به فرمان ــ که برای رأی به اعضاء کابینه روحانی ؛ بگفته مطهری چشم بدهان ولی فقیه دوخته بودند ــ چه خواهد کرد ؟ مطهری در باره رأی گیری در مورد کابینه به روزنامه شرق گفته است : نمایندگان مجلس به دهان ولی فقیه نگاه میکردند که چه بکنند و چه نکنند و اطرافیان خامنه ای هم هر کدام از گوشه و کنار به نمایندگان فشار می آوردند تا رأی خود را بکسانی بدهند که به خامنه ای نزدیکترند .

هاشمی رفسنجانی مردِ قدرتمندِ گذشتهِ نظام ــ که بر خلاف امروزه در دوران ریاست جمهوری اش بسیار هم پر قدرت و به پدر خوانده معروف بود ــ میگفت " با وجود ولی فقیه من یک کارگزار هستم و نه سیاست گذار " . اکنون هم در حالی که حوزه سیاست خارجی کشور ملک طلق و از حیطه های اختیاری ولی فقیه میباشد و در حالیکه در زمینه ها دیگر هم حسن روحانی چندان اختیاری ندارد و حتی نمی تواند بدون نظارت و اوکی ولی فقیه وزیری برای کابینه اش انتخاب کند ؛ چه انتظاری از وی  میتوان داشت ؟

واقعیت این است که جنگ و دعواهای خامنه ای و رفسنجانی در انتخابات که به پیروزی حسن روحانی مهره گوش بفرمان رفسنجانی منتهی شد ؛ جدال بر سر مشارکت و سهم خواهی از قدرت بوده و هست . اما مهمتر این است که هر کس که با التزام به قانون اساسی متناقض یک حکومت دینی و با تعهد به اصل ولایت فقیه ؛ بقدرت رسیده باشد نمی تواند تدابیری برای بهبود وضعیت اقتصادی و گشایش سیاسی بکار ببندد .

 برای همگان روشن است که بر خلاف تبلیغات رادیو و تلویزیون و روزنامه های حکومتی ؛ جنگ و دعواهای مجلس در زمان رأی اعتماد به کابینه ؛ نه بر سر وضعیت فلاکت بار اقتصادی و آزادیهای سیاسی و رفاه مردم بلکه بخاطر جاسازی مهره های هر جناح در کابینه روحانی و انتخاب افرادی که بتوانند سرکوب های آینده  را بهتر مدیریت کنند ؛ بوده است .

امری که آقای علی لاریجانی رئیس مجلس بروشنی آن را بیان کرده است " مسئله اصلی صلاحیت وزراء ؛ خیزش مردم است و بهمین خاطر وی ــ ولی فقیه ــ میخواهد که هیچ زمینه ای از فتنه برای بروز خیزش باقی نماند " .  مطهری هم بحساسیت مجلس در انتخاب افراد با تجربه برای مقابله با مخالفین اشاره میکند و میگوید : ..... اینکه فردی نقشی در فتنه ــ جنبش اعتراضی خرداد 88 ــ داشته یا نداشته ؛ یعنی تفتیش عقاید میکردند و اعتراف گیری داشتند و میخواستند افراد را وادار به توبه کنند .

 

 چرا روحانی ؟

روی کار آمدن حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور ایران ؛ هم پاسخ ولی فقیه بود به سرکوب قیام مردم در خرداد ماه 1388 و هم پاسخی به آتشِ زیرِ خاکسترِ خشم نهفته مردم و جوانان ایران . این شورش اگر چه بدلیل آلودگی و آمیخته شدن به ایده های اصلاح طلبان حکومتی و نا کار آمدی و نا پیگیر بودن رهبران سمبلیک آن موسوی و کروبی  ؛ شکست خورد و به نتیجه مطلوب نرسید ؛ ولی ولی فقیه را از خواب سلطنت ابدی بیدار کرد و زنگ خطر جدی را برای او بصدا در آورد .

سیاست پیشگیری و جلوگیری از تکرار قیام از فردایِ خروش و فریاد " مرگ بر دیکتاتور "  در دستور کار ولی فقیه و ارگانهای امنیتی وی قرار گرفت و خطر سرنگونی باعث شد که ؛ که ولی فقیه تدابیر پیشگیرانه ای برای جلوگیری از وقوع مجدد این کابوس صورت دهد ؛ تصمیم گیری برای انتخاب حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور یکی از این تدابیر بود .

شورش و قیام خرداد 88 که در اعتراض به تقلبات انتخاباتی شروع شده بود ؛ باعث بوجود آمدن عمیقترین بحران در درون نظام شد . این حماسه کبیر ؛ سبب بی اعتباری گسترده نظام در میان مردم گردید . ولی فقیه و باند وابسته بوی دریافتند که به تنهائی از عهده حل مشکلات پیچیده و بحرانهای گریبانگیر نظام بر نمی آیند و بهمین خاطر بود که راه را برای ورود رفسنجانی و باند وی به صحنه سیاسی کشور باز کردند .

بدین ترتیب اگر چه خامنه ای بخاطر ترس از ریاست جمهوری رفسنجانی ؛ دستور داد که مجلس خبرگان صلاحیت او را رد کند ولی با اجازه دادن به نفر اصلی باند وی ــ حسن روحانی ــ برای انتخابات ریاست جمهوری ؛ هم روح برنامه ریزیهای او را در کالبد نظام جاری کردند ؛ هم باعث مشارکت نسبتا" وسیع مردم در انتخابات شد و تا حدودی مشروعیت از دست رفته را باز سازی نمود ؛ هم از تلاطم های احتمالی در جریان انتخابات جلوگیری کرد و هم مهره مورد نیاز برای سازش با غرب را از صندوق انتخابات بیرون آورد .

بنابراین هدف خامنه ای از انتخاب حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور ؛ کاهش فضای انفجاری جامعه و پیشگیری از شورش گرسنگان بوده و میباشد . یعنی حسن روحانی مأموریت دارد تا با در پیش گرفتن سیاستهای  قابل قبول غرب و امریکا در زمینه اتمی و مناقشات خارجی .... برای لغو و کاستن از دامنه تحریمها ــ که کلید حل مشکلات اقتصادی است ــ ؛ رضایت آنان را جلب نماید .

 بعبارتی خامنه میخواهد با تکرار سناریوی 8 سال ریاست جمهوری محمد خاتمی توسط حسن روحانی ؛ یک قلم بحرانهای بین المللی بوجود آمده ــ که حاصل سیاست های غلط گذشته رژیم است ــ را حل نموده و از فشارهای وارده بر گلوی اقتصاد ایران بکاهد . هیچ کس باندازه ولی فقیه و بالاترین مقامات این رژیم از تنفر و بیزاری مردم نسبت بآنان ؛ آگاهتر نیست . و باندازه آنان نیز از حالت انفجاری جامعه خبر ندارد .

 در چنین شرایطی بهترین مهره برای عملی کردن نقشه راه و خواست ولی فقیه ؛ مهره ای بود که اولا" نفوذ و قدرت رفسنجانی را نداشته باشد ؛ ثانیا" با جریانات " انحرافی " ــ باند احمدی نژاد ــ و " فتنه " ــ اصلاح طلبان و جنبش سبز ــ تداعی نشود ( تا علامت عقب نشینی و یا شکست برای ولی فقیه تداعی نشود ) و ثالثا" در این شرایط بحرانی به عنوان مهره ای با گرایش " معتدل " و " میانه متمایل به غرب " شناخته شود . و حسن روحانی تمام این ویژگیها را داشت .

باین ترتیب می توان گفت که ؛ شیخ حسن روحانی هم محصول ائتلاف و توافقات پشت پرده باند ولی فقیه ؛ اصلاح طلبان و رفسنجانی بود و هم محصول بن بست و درماندگی نظام دینی گرفتار در بحرانهای مرگبار داخلی و بین المللی و هم با اغماض می توان گفت ؛ محصول اجبار انتخاب " اصلح تر در جمع ممکنات " ــ انتخاب میان بد و بدتر ــ ؛  از طرف مردم بود .

بعبارتی اوج گیری بحران اقتصادی و  گسترش شکاف میان حکومت و مردم  ؛ حل معضلات اقتصادی را به اولویت یک رژیم تبدیل کرد . و برای پیشبرد این سیاست ؛ خامنه ای در وحشت از اعتراضات فزاینده مردم به مسئولین کشور هشدار داد و گفت بهانه بدست مردم ندهند تا فضای سیاسی کشور جنجالی و متلاطم شود . وی با وحشت از خروش مردم ؛ به دست اندرکاران رژیم گفت : گاهی یک حرف ؛ گاهی یک عمل نسنجیده و گاهی یک اقدام نابجا موجب تلاطم در محیط سیاسی میشود ؛ باید خیلی مراقب باشید .

تأثیر تحریمها بر اقتصاد کشور ؛ بویژه تحریم مالی و نفتی جمهوری اسلامی بدرجه ای رسیده است که دیگر مقامات رژیم هم علنا" بدان اعتراف میکنند . این تحریم ها نه تنها تهیه قوت لایموت را برای سفره های مردم تهیدست مشکل کرده است ؛ بلکه دست رژیم را برای بذل و بخشش های منطقه ای و جهانی اش نیز ــ که برای محکم کردن جا پا در کشورها صورت میگرفت ــ بسته است و حتی رژیم را از پرداخت دستمزد به وابستگانش در سپاه و بسیج نا توان کرده است .

بنابراین روحانی آمده است تا ــ در سخت ترین شرایط دوران حیات سیاسی نظام ــ با بند بازیهای سیاسی و تاکتیک دیپلماسی لبخند ؛ کشتی بگل نشسته نظام که مملو از بحرانهای سیاسی ؛ اقتصادی و بین المللی است را ؛ نجات داده و به ساحل امن ثبات برساند . هدف کابینه اعتدال ؛ یافتن راهی بی و یا کم خطر برای عبور از این وضعیت بحرانی است . وجود عناصر جنایتکار و بد سابقه ی اصولگرا ــ پورمحمدی ؛ علی ربیعی و .... ــ نیز ؛ سازش های پشت پرده برای تضمین عبور کم خطر از این بحرانها محسوب میشود .

اما خوشبختانه وعده های حسن روحانی هم بدلیل اظهارات وی و هم بخاطر ترکیب کابینه اش هیچ شوقی در دل آزادیخواهان بر نیانگیخته و جای هیچ امیدواری برای جدی گرفتن گشایش سیاسی وعده داده شده باقی نمانده است . اگر در جائی هم برای بعضی ها امیدواری وجود داشته باشد ؛ عقب نشینی ها در سیاست خارجی و تلاش در رفع و تخفیف تحریم هاست .

پیشاپیش روشن است که  تاریخ مصرف اعتماد به حسن روحانی  ــ اعتمادی که بوعده های او شده است ــ بسیار محدود خواهد بود و بزودی دوران ماه عسل وی با مانع تراشی های ولی فقیه و باند وی بپایان میرسد و سر فرود آوردن وی در مقابل اراده رهبر ؛ دست او  را برای مردم رو خواهد کرد .

در خاتمه این بخش و قبل از ورود به بحث اصلی که در باره موضعگیری جدید خامنه ای ــ پیام اخیر در مورد " نرمش قهرمانانه " در سیاست خارجی ــ است ؛ باید اشاره کنم که بحران گریبانگیر رژیم ایران ؛ بحرانی  است ساختاری و چند وجهی که همه عرصه های  سیاسی ؛ اقتصادی و بین المللی را در بر میگیرد . بنابراین تمرکز و یا پرداختن یک جانبهِ حسن روحانی به بعد خارجی بحران  و حل مشکلات بین المللی و از جمله بحران اتمی و بی توجهی به ابعاد داخلی و از جمله گشایش فضای سیاسی و کاستن از فشارهای اجتماعی و ... ؛ تلاشی است شکست خورده و فرجامی جز شکست و رو سیاهی برای رژیم در بر ندارد . ادامه حیات رژیم در گرو پاسخی همه جانبه به این بحران میباشد . در ادامه مقاله به آن خواهم پرداخت .

....... ادامه دارد

 

arezo1953@yahoo.de

01.10.2013