05آیا جنگ باندها ؛ به حذف رفسنجانی منجر میشود ؟!

محمود خادمی
در بخش دوم مقاله به یکی از پیامدهای انتخابات 7 اسفند یعنی ؛ تشدید جنگ و دعوای جناح های رژیم اشاره کردم و نوشتم بعد انتخابات 7 اسفند و شکست خفت بار ولی فقیه ؛ جنگ میان باندها و جناح های رژیم بر سر تصاحب هژمونی نظام و این بار با محمل " برجام " 2 ؛ شدت گرفته و ارد مرحله تهدید و هشدار شده است . ...... اکنون ادامه مقاله
دوم ــ نارضایتی سپاه از کاهش سهمیه:
بعد از اعلام نتایج دور اول انتخابات و شکستِ کیفی باند ولی فقیه و البته پیروزی عددیِ ناپلئونیِ باند رفسنجانی ـ روحانی ؛ برای هر دو باند نظام حیاتی است که در دور دوم انتخابات همه کرسیهای باقیمانده مجلس را صاحب شوند . بهمین خاطر جنگ و دعوای بیشتری میان باندهای نظام در پیش خواهد بود . البته تا همینجای کار هم ؛ توازن قدرت بعد از انتخابات بهر میزانی هم که به نفع باند هاشمی ـ روحانی چرخیده باشد ؛ طبیعی است که باند و یا باندهای قدرت از جمله سپاه پاسداران ؛ مقداری از سهام خود را از دست خواهند داد و بناچار مجبور خواهند بود که خود را برای رویاروئی و کارشکنی در کار باند پیروز ــ دولت حسن روحانی ــ آماده کنند .
اما جنگ کنونی باندها ؛ پس از به پایان رسیدن انتخابات و تعیین تکلیف شدن سهام قدرت میان جناحها در مجلس و خبرگان آخوندی این بار ؛ بر سر تقسیم سهم و منافع اقتصادی هر یک از آنها ؛ ادامه خواهد یافت . آشکارترین نمود این میدانِ جنگِ جدید که از هم اکنون ظاهر گشته است ؛ حملات سرکردگان نظامی و دار و دسته امنیتی نظام ؛ علیه باند رفسنجانی و دولت روحانی میباشد .
موضع گیریهای تاکنونی سپاه پاسداران در برابر نتایج انتخابات ؛ نارضایتی شدید آنها از نتایج انتخابات را بازتاب میدهد . هدف از این موضع گیریها ــ تهدید و هشدارها و حتی تحریکات موشکی اخیر ــ ؛ علاوه بر پاسداری از غنائم و ثروتی که تا بحال بدست آورده اند ؛ هشدار به باند روحانی برای شراکت در منافع اقتصادی پس از تحریم است . وسوسه دسترسی به بازار جهانی و دست بردن در کاسه سرمایه گذاریهای خارجی ؛ لقمه کوچکی نیست که برای سپاه قابل اغماض و چشم پوشی باشد .
اما سپاه پاسداران در اجرای نیاتِ طمع ورزانهِ مشارکت در سرمایه گذاری خارجی ؛ قطعا" با مخالفت جدی باند رفسنجانی و روحانی که همه تخم مرغ هایشان را در سبد تعامل و رابطه با جهان بخصوص غرب و امریکا گذاشته اند مواجه خواهد شد . زیرا با ورود سپاه پاسداران به عرصه اقتصادی کشور ؛ نگرانی و بی اعتمادی طرفهای خارجی نسبت به سیاست حاکمان ایران در نظام جهانی ؛ افزایش خواهد یافت و از تمایل آنها برای سرمایه گذاری و کار با ایران خواهد کاست .
بنابراین میتوان از هم اکنون پیش بینی نمود که منافع سپاه پاسداران و دولت روحانی با شدتی بسیار بیشتر از گذشته روی در روی هم قرار خواهد گرفت و بر شدت جنگ میان آنها افزوده خواهد شد .

سوم ــ شکاف در حوزه علمیه قم ؛ مهمترین پشتوانه دینی خامنه ای :
بعد از انتخابات علاوه بر حملات باندها بیکدیگر ؛ شاهد حملات و انتقادات درونی افراد باند اصولگرای وابسته به ولی فقیه بهمدیگر هم بودیم که گویای تشتت درونی این باند ؛ در اثر شکست آنها در انتخابات میباشد . یعنی نتایج انتخابات نه تنها بر شدت جنگ میان دو باند اصلی رٍژیم افزوده است بلکه در درون باند ولی فقیه هم ؛ در هم ریختگی و تشتت ایجاد کرده است .
تعدادی از مراجع و روحانیون ارشد حوزه که از گذشته ؛ بالقوه با خامنه ای مخالف بودند پس از اعلام نتایج انتخابات ؛ مخالفت خود را علنی ساختند . رفسنجانی با تماس و رایزنی با این دسته از مراجع ــ در جریان رد صلاحیت گسترده کاندیداها ــ ؛ مخالفت بالقوه آنان را به فعل در آورده و فعال نمود .
بعد از رد صلاحیت حسن خمینی ؛ این دسته از روحانیون که از قبل هم ؛ زخمدار خامنه ای بودند بیش از پیش علیه خامنه ای بر انگیخته شدند . بعد از انتخابات و با شکست سنگین خامنه ای ؛ رفسنجانی و روحانی برای ؛ بهره برداری از موقعیت جدیدِ خود ؛ برای جلب عناصر ریزشی باندِ ولی فقیه و از جمله این دسته از روحانیون ؛ بطرف خودشان برنامه ریزی کرده و میکنند . از جمله اقدامات رفسنجانی سفر او به همراه حسن خمینی به مشهد بود که به منظور یار کشی در میان آخوندهای حوزه و بالا بردن موقعیت باندش در مجلس و خبرگان آخوندی صورت گرفت .
بدنبال رویگردانی مراجع و روحانیون حوزه از ولی فقیه ؛ وی سراسیمه به شهر قم رفت و در دیدار با روحانیون حوزه از آنهاخواست " حوزه ها باید انقلابی بمانند " یعنی از وی حمایت کنند . آخوند محمدی گلپایگانی ؛ رئیس دفتر خامنه ای با ابراز نگرانی از وضعیت حوزه ها گفت " ..... دشمن اقدام به آدم سازی میکند و افرادی را پرورش میدهد که عمل و رفتارشان با انقلاب سازگارنیست . حوزه علمیه ستون انقلاب است و نباید اجازه بدهیم که این ستون محکم و استوار ؛ آسیب ببیند " .
از عناصر ریزیشی نظام میتوان به استعفای سخنگوی شورای نگهبان ــ نجات الله ابراهیمیان ــ اشاره کرد . شورای نگهبان در این سالیان مهمترین ابزار سلطه و سبقت ولی فقیه بر رقیبانش بوده است . بعد از انتخابات 7 اسفند ؛ سخنگوی آن با ابراز نارضایتی از عملکرد شورا و رئیس آن جنتی ؛ استعفا داده و کاملا" در موضع باند رفسنجانی قرار گرفته و زیر آب این شورا را ؛ بر ضد ولی فقیه زده است .
همچنین آیت الله علوی گرگانی ؛ آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله محفوظی ــ از بزرگترین مراجع شیعه در ایران ــ در مخالفت با رد صلاحیت حسن خمینی بدستور ولی فقیه ؛ به خانه وی رفته و از او دلداری کرده و بر مرجعیت او مهر تائید گذاشته اند و همچنین آیت الله غروی و آیت الله هاشمی با لگد زدن به ولی فقیه ؛ طی یک موضعگیری مستقیما" از هاشمی رفسنجانی پشتیبانی کردند . این نمونه ها نشان میدهد که شکافی که در رأس هرم قدرت میان خامنه ای و رفسنجانی وجود دارد ؛ اکنون دیگر بدرون مهمترین نهادهای وابسته به ولی فقیه و بدرون دستگاه رهبری هم نفوذ کرده است .

ج ــ تضعیف و ناتوانی کلیت نظام :
اگر چه به لحاظ سیاسی در این مرحله ؛ باند رفسنجانی ـ روحانی برنده نسبی انتخابات 7 اسفند بوده اند و در تعادل قوای درونی نظام ؛ در مقابل باند ولی فقیه بالا کشیده اند . اما باید ببینیم از این برد چه نفعی عاید کل نظام میشود . آیا برد جناح باصطلاح معتدل نظام ــ باند رفسنجانی ؛ روحانی ــ به حل بحرانهای گریبانگیر نظام و حل مشکلات عدیده ای که در مسیر خروج از بحرانها وجود دارد ؛ به نظام کمک خواهد کرد یا نه ؟
قبل از هر چیز روشن است ؛ از آنجا که هیچیک از جناحهای رژیم نتوانسته است ؛ به پیروزی مطلق برسد و قدرت را از آن خود کند ؛ جنگ جناحهای رژیم کماکان با شدت ادامه خواهد داشت . از طرف دیگر از آنجا که باند رفسنجانی و دولت روحانی به پیروزی نسبی رسیده است ؛ کماکان با سنگ اندازی و مانع تراشی دار و دسته ولی فقیه و بخصوص سپاه پاسداران ــ در راه دولت حسن روحانی ــ مواجه خواهد بود و خود این امر ؛ شدت جنگ و دعوای باندها را افزایش خواهد داد .
نتیجه این انتخابات اکنون به مخرج مشترک اختلافات درونی روز افزون ؛ کلیت نظام تبدیل شده است و این اختلافات حول دعوای باندها بر سر تقسیم غنائم بعد از لغو تحریمها ؛ رانت و غارتگریهای سپاه در اقتصاد ؛ الزامات تداوم برجام و از جمله تنظیم با سیاست جهانی ؛ رابطه با غرب و بویژه امریکا ؛ نقش رژیم در بحرانهای منطقه و .... تشدید خواهد شد
باند روحانی و رفسنجانی ؛ بادعای ولی فقیه و باند وابسته باو ؛ متهمند که جیره خوار و نفوذی انگلیس میباشند و متقابلا" نیروهای وابسته به ولی فقیه و نهادهای نظامی امنیتی ــ نهادی که بقول روحانی پول ؛ سلاح و خبرگزاری در اختیار دارد ــ از طرف باند رفسنجانی و روحانی ؛ برادران قاچاقچی اند و کاسبان تحریم . یعنی در فردای انتخابات ؛ دولتی که رسما" و علنا" جیره خوار و نفوذی امریکا و انگلیس است باید همراه با دستگاه و نهادهای فاسدی ــ دستگاه قضا ؛ سپاه و دیگر نهادهای وابسته به ولی فقیه ــ که کاسبان تحریم اند ؛ بر کشور حکومت کنند . جمع متضاد و متناقضی که بجای کمک به حل بحرانهای نظام ؛ ناخواسته به اضمحلال و فروپاشی آن یاری میرسانند .
علاوه بر آن ؛ در محتوا نیز امکان ندارد که با پیروزی نسبی رفسنجانی و حسن روحانی در انتخابات ؛ راه نجات و برون رفتی از بحرانهای موجود برای رژیم حاصل شود بلکه ؛ بر عکس بر شدت بحرانهای رژیم افزوده شده و رژیم ضعیف و ضعیفتر هم خواهد شد . اما چرا :

1 ) رفسنجانی و روحانی ماهیتا" اهل تغییر نمی باشند :
هر تغییر و تحولی کیفی در نظام ؛ اول و قبل از هر چیز از سیاست شروع میشود . یعنی هر حرکت جدی برای تغییر ؛ از محدود و کم اثرکردن و یا کنار گذاشتن ولی فقیه و یا جلوگیری از خودکامگی وی شروع میشود . ولی فقیه است که منشاء تمامی فسادها ؛ بحرانها و مشکلات موجود در نظام طی این سالها بوده است .
وقتی روحانی و رفسنجانی هم بر اساس اعتقاداتشان و هم بدلایل ساختاری نمی خواهند و نمی توانند به تغییری در خودکامگی و قدرت مطلقه ولی فقیه و اختیارات نهادهای انتصابی اش دست بزنند ؛ چکار میتوانند بکنند ؟! هنوز نتیجه انتخابات تمام نشده ؛ رفسنجانی میگوید " از این ببعد رفاقت کنیم و دیگر دعوا نکنیم " انتظار چه تغییری وجو دارد ؟!
رفسنجانی و روحانی میترسند کل نظام ولائی بهم بریزد ؛ آنها به این نظام معتقدند و نمی خواهند که این نظام آسیب ببیند . رفسنجانی و روحانی اپوزیسیون نظام نمی باشند ؛ مشکل آنها با خامنه ای بر سر دو گانگی راه حل برای حفظ این نظام جهنمی میباشد و نه اختلاف بر سر سرنگونی نظام ( یکی میگوید راه حل من بهتر نظام را حفظ میکند و دیگرمیگوید نه ؛ راه حل من ) .

2 ) بعد از انتخابات هم ؛ ارکان نظام کماکان در اختیار ولی فقیه است :
حتی اگر رفسنجانی و حسن روحانی برنده کامل انتخابات خبرگان و مجلس هم میشدند ؛ نمی توانستند به حداقلهای مورد نظرشان جامه عمل بپوشانند . چرا که در نظامی که ارکان قدرت در دستان ولی فقیه است ؛ از بالا راه آنها سد میشود . مثلا" تیغ شورای نگهبان ــ که اعضای آن بوسیله رهبر و رئیس قوه قضائیه ای که بوسیله رهبر منصوب میشود ؛ تعیین میشود ــ ؛ همچنان بالای سر مصوبات مجلس است .
بنابراین حتی اگر تمام اعضای مجلس شورای اسلامی از برگزیدگان باند رفسنجانی و روحانی انتخاب میشدند ؛ باز هم با مانع شورای نگهبان برای تصویب قوانین مورد نظرشان ؛ مواجه اند . بیدلیل نیست که حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان بعد از انتخابات ؛ به حسن روحانی که از پیروزی بر باند رقیب حرف میزد ؛ یاد آور شد که " ساختار نظام بگونه ای است که هیچ حزب و جناح سیاسی نمی تواند سیاستهای کلان نظام را عوض کند " .
بنابراین توازن قوا و قدرت بعد از این نمایش انتخاباتی بهر طرف هم که سنگینی کند ؛ حاصلی جز تشدید جنگ و جدال باندها ندارد و باند پیروز ؛ باید خود را برای رویاروئی جدی و کارشکنی باند رقیب آماده کند

د ــ آیا جنگ باندی ؛ به مرحله حذف رفسنجانی منجر میشود ؟!
بعد از پایان انتخابات و شکست خفت بار ولی فقیه ؛ جنگ میان باندهای رژیم از مرحله لفظی و تبلیغاتی گذشته و به مرحله هشدار و تهدید رسیده است . این مرحله با صحبت های خامنه ای در سخنرانی 11 فروردین و زدن مارک " خیانت " به رفسنجانی ؛ شروع شده است . خامنه ای در این سخنرانی گفت " اینکه بعضیها بیایند و بگویند فردای دنیا ؛ فردای مذاکره است ؛ فردای موشک نیست . اگر این حرف از روی ناآگاهی گفته باشد ؛ ناآگاهی است . اما اگر از روی آگاهی باشد ؛ خیانت است " .
خامنه ای که برای بالانس توازن قدرت در نظامش بعد از شکست انتخاباتی به شدت نیازمند تضعیف باند رقیب بود ؛ با زدن مارک خیانت به رفسنجانی ؛ تمام سران و مسولان نهادهای وابسته به باند خود و روزنامه های این باند را برای حمله به رفسنجانی توجیه و بسیج نمود . محسن رضائی سرکرده قبلی سپاه پاسداران 14 فروردین در تلویزیون رژیم ؛ گفت " کسانی که میگویند ایران نباید موشک داشته باشد و مدعی دلسوزی برای کشور هستند ؛ چرا تاریخ گذشته را نمی خوانند ؟ اگر هم میخوانند و باز این حرفها را میزنند ؛ مطمئنا" خیانت آشکاری به کشور میکنند " .
صادق لاریجانی قاضی القضات رژیم با حمله باظهارات رفسنجانی ؛ از دادستانهای سراسز کشور خواست " تمامی سخنان و تحرکات در زمینه مخالفت با برنامه موشکی را رصد و با آن برخورد قانونی کنند " .
علیرضا پناهیان از روحانیون شناخته شده باند خامنه ای ؛ در 13 فروردین در سخنرانی خود در مشهد با اشاره به خائن دانستن رفسنجانی از سوی خامنه ای و تهدید او به هم سرنوشتی با منتظری ؛ گفت " حضرت امام هم یکبار یک آدم ساده را معرفی کردند و او را عزل کردند . بدستور حضرت امام یک روز عکس های او که در تمام نهادهای رسمی کشور وجود داشت ؛ پائین آمد . آن فرد ساده لوح هم آقای منتظری بود " . 205 نماینده مجلس هم با صدور بیانیه ای رفسنجانی را به خیانت ؛ ناآگاهی و همراهی با امریکا و اسرائیل متهم کردند .
موضوع دیگری که بر شدت جنگ باندها افزوده و این جنگ را از مرحله لفاظی و تبلیغاتی فراتر برده و وارد مرحله هشدار و تهدید نموده است ؛ طرح الگو سازی از " برجام " برای حل مسائل منطقه ای و همچنین مسائل داخلی از طرف رئیس جمهور نظام ــ حسن روحانی ــ است که با واکنش تند ولی فقیه و دار و دسته او مواجه شده و به درگیریهای میان باندها شدت بیشتری بخشیده است . بطوریکه محمد علی عزیز جعفری سرکرده سپاه پاسداران در 17 فروردین در تلویزیون رژیم با حمله شدید به باند رقیب ؛ گفته است :
" مگر این برجام تاکنون چه نتایجی برای مردم داشته که برجام های دیگری را بپذیریم ؟ افرادی که از سریال برجام ها سخن میگویند ؛ مسیر ضد انقلاب را در پیش گرفته اند . تفکرات معارض با انقلاب اگر تشکیل دولت و مجلس هم بدهند با اراده مردم کنار میروند " .
اما هدف اصلی این جنگ و دعواها در هر دو عرصه ؛ هژمونی آینده نظام و اینکه حرف چه کسی در نظام " فصل الخطاب " باشد ؛ میباشد . جناحی که اکنون تمام امکانات و نهادهای انتصابی قدرت را در اختیار دارد ؛ به کمک نیروهای نظامی و امنیتی میخواهد و تلاش میکند ؛ رهبری بعد از خامنه ای را خود انتخاب کند . بنابراین این باند میخواهد که ؛ پیش از مرگ خامنه ای رفسنجانی را از سر راه بردارد تا در فرایند انتخاب رهبر آینده ؛ دست بازتری داشته باشند . و این در حالی است که برای رسیدن به این هدف بسادگی نمی توانند سد و مانع رفسنجانی را از سر راه بر دارند .
اما چرا باند ولی فقیه نمی تواند ؛ بسادگی مانع رفسنجانی را از سر راه بردارد ؟!
1 ) ــ واقعیت این است که خامنه ای در شرایطی به ریاست جمهوری حسن روحانی رضایت داد که ؛ هم بحران اقتصادی گلوی نظام را گرفته و به مرز خفگی رسانده بود و هم خطر انفجار اجتماعی و قیام گرسنگان بیش از پیش سران نظام را به وحشت انداخته بود . با رئیس جمهور شدن حسن روحانی و حل برنامه اتمی و رسیدن به توافق ؛ اما مشکل ولی فقیه هنوز حل نشده است . یعنی هنوز گشایشِ اقتصادی مورد نظر ولی فقیه حاصل نشده و راه نفس کشیدن برای خامنه ای ؛ به رابطه با غرب و امریکا ؛ سیاستهای منطقه ای و نقش رژیم در حل و فصل بحرانهای منطقه و .......مشروط شده است .
بنابراین خامنه ای علیرغم دو عقب نشینی ــ پذیرش ریاست جمهوری حسن روحانی و عقب نشینی اتمی ــ ؛ هنوز پشتوانه اقتصادی لازم برای انقباض نظام ــ یک پایه کردن نظام ــ و حذف رفسنجانی و روحانی را در اختیار ندارد و مجبور است به انتظار گشایش های بعد از " برجام " توسط رفسنجانی و روحانی ــ که مدیریت و پیگیریهای این پروژه را بعهده دارند ــ ؛ با آنها کج دار و مریز بسازد .
2 ) ــ بعد از پیروزی باند رفسنجانی و روحانی در انتخابات 7 اسفند ؛ سید علی خامنه ای بشدت ضعیف و منزوی شده است . بطوریکه علیرغم تمام تلاش های وی و عناصری از باند او ؛ این بار در نزاع میان خامنه ای و هاشمی رفسنجانی بر سر برنامه موشکی نظام ؛ افراد کمتری از میان سران و سرکردگان سپاه و روحانیتِ حوزه به نفع خامنه ای به صحنه آمدند و در پشت سر خامنه ای قرار گرفتند . کما اینکه در جلسه 15 فروردین مجلس هم بر خلاف دفعات گذشته بجر یکی دو موردجزیی ؛ صف شدن ها و عربده کشی های گذشته دیده نشد . بلکه بر عکس موارد حمایت از رفسنجانی که به نوعی ایستادن در برابر خامنه ای است ؛ اتفاق افتاده است .
آیت الله غروی که از آخوندهای دانه درشت حوزه است با صراحت از رفسنجانی حمایت کرد و با لگد زدن به ولی فقیه ؛ گفت " من شخصی را که در حد و اندازه آقای رفسنجانی باشد تا با وی بر سر ریاست خبرگان رقابت کند نه می بینم و نه می شناسم " .
آخوند دیگری بنام آیت الله هاشمی با صراحت اعلام کرد " اگر مردم شخصی را بخواهند باید بماند و اگر فردی را نخواهند باید کنار گذاشته شود . اما افرادی که خودشان را مالک مردم میدانند به هاشمی رفسنجانی حمله و اهانت میکنند " .
کما اینکه در جریان رد صلاحیت حسن خمینی توسط شورای نگهبان هم شماری از مراجع سرشناس به حمایت از وی ؛ با او دیدار کرده و رو در روی خامنه ای به صراحت از او اعلام حمایت نمودند . نیامدن تمام عیار سپاه و حوزه در پشت سر خامنه ای نشان میدهد که ؛ وی بر خلاف گذشته در میان بدنه نظام از حمایت چندانی برخوردار نمی باشد و یا حمایت از وی نسبت به گذشته کاهش یافته است . یعنی خامنه ای از قدرت و حمایت لازم برای حذف رفسنجانی برخوردار نیست .
3 ) ــ از بد اقبالی مردم ایران ؛ پیوند خوردگی سرنوشت رفسنجانی ــ عالیجناب سرخ پوش ــ با مردم در این انتخابات ؛ از دیگر ترس های ولی فقیه برای سخت گیری بیشتر و حذف رفسنجانی میباشد . بخصوص که رفسنجانی با هم جبهه نشان دادن ریاکارانه خود با مردم ؛ خطر تکرار قیام اعتراضی مردم در سال 88 را مرتب به ولی فقیه و باندش گوشزد میکند .
از آنجا که قیام اجتماعی و سرنگونی نظام ؛ مرز سرخ همه باندها و جناحهای نظام است ؛ بناچار خامنه ای مجبور است بجای جراحی و حذف رفسنجانی ؛ او را تحمل کند و این یعنی جنگ گرگها با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت .
آنچه که مهم است ؛ جنگ باندها منطق و قانون مندیهای خاص خود را دارد ؛ هم تماما" در کنترل و مدیریت باندها نیست ؛ هم به تضعیف و مستهلک شدن قوای دو باند اصلی نظام منجر میشود و هم ادامه آن زمینه را برای ورود عنصر اجتماعی به میدان سرنگونی نظام ؛ فراهم میکند .
یعنی حاصل شدت گیری جنگ و دعوای باندهای رژیم نهایتا" به جیب مردم و مخالفینی که برای خاتمه دادن و سرنگونی تمامیت این رژیم کمر بسته اند ؛ ریخته خواهد شد .

13.04.2016 ( 25 فروزدین 1395 )
arezo1953@yahoo.de