چرا مذاکرات ژنو ؛ بستر ساز قیام است ؟

 

محمود خادمی

04در بخش نخست مقاله ضمن توضیح وضعیت بحرانی رژیم و فرو پاشیدگی اقتصادی آن در آستانه مذاکرات اتمی ژنو ؛ دلایلِ اجبارِ رژیم به ادامه مذاکرات را نوشته و از جمله به دلایل زیر اشاره کردم :

یکم ــ رژیم بدیل دیگری برای رهائی از تحریم ندارد

دوم ــ اطمینان رژیم از ناتوانی در دستیابی به بمب اتم

سوم ــ ترس از قیام و آسیب پذیری

و در آخر این سئوال را مطرح کردم که اگر واقعا" ولی فقیه از ادامه مذاکرات اتمی ناراضی است ؛ چرا به طرفداران ولایت اجازه نمی دهد تا ظرف چند ساعت همه پلمپ های تجهیزات هسته ای را بر چینند و فعالیتهای اتمی به روال گذشته خود بر گردانند ؟ و .... اکنون ادامه مقاله

 

ب ـ مذاکرات اتمی ؛ چرا بستر ساز قیام است ؟ :

در ادامه مقاله حال به پرسش " چرا مذاکرات اتمی می تواند ؛ زمینه ساز ورود عنصر اجتماعی به میدان مبارزه و شروع قیام برای سرنگونی رژیم  باشد ؛ خواهم پرداخت :

یکم ــ حقوق بشر و فضای باز سیاسی :

1) واقعیت این است که مسئله غرب و امریکا با رژیم حاکم بر ایران ؛ بسیار فراتر از اختلافات بر سر برنامه اتمیِ مشکوک و بحث برانگیز آن بوده و میباشد . آنها با تنش آفرینی و نقش مخرب منطقه ای رژیم ؛ دشمنی رژیم با منافع و سیاستهای امریکا در منطقه و سیاست سرکوب شهروندان و نقض حقوق بشر توسط رژیم و ..... مشکل و مسئله دارند  .

امریکا و غرب بخوبی از تأثیر تحریمها در وادار کردن رژیم برای نشستن پای میز مذاکره اتمی و عقب نشینی های مکرر او ؛ آگاه میباشند . بنابراین کاملا" طبیعی است که با اجرای سیاست " قطره ای رفع تحریمها " ؛ همچنان از این اهرم  ؛ برای حل و به نتیجه رسیدن سایر موضوعات مورد اختلاف و از جمله حقوق بشر استفاده کنند . و این ؛ مشکلی جدی در مسیر مذاکرات ژنو میباشد که حتی ممکن است به اختلال در روند مذاکرات منجر شود ؛ مشکلی که سران و کارگزاران رژیم هم بارها بآن اعتراف کرده و از عواقب آن نیز  ؛ با ترس و تلخی صحبت میکنند .  

سید علی خامنه ای ( بهمن 1392 ) : اگر روزی بر فرض محال هم موضوع هسته ای مطابق خواست امریکا حل شود ؛ امریکائیها مسائل دیگری را پیش خواهند کشید . اکنون نیز همه شاهد هستند که سخنگوی دولت امریکا از حقوق بشر و توانایی موشکی و دفاعی ایران سخن بعمل می آورد . 

جبیب برومند نماینده مجلس : امریکا در ابتدای امر تمامی شروط ما را قبول میکرد ولی در حال حاضر ندای حقوق زنان ؛ حقوق بشر و کنار گذاشتن موشکهای بالستیک را سر میدهد .

 از آنجا که این رژیم بدون ادامه سرکوب ؛ زندان ؛ شکنجه و اعدام نمی تواند به حکومت خود ادامه دهد و چشم پوشی از این ابزار به منزله جمع شدن بساط  دیکتاتوری است ؛ حرفهای " بان کی مون " دبیر کل سازمان ملل متحد در مورد نقض حقوق بشر در ایران ؛ زلزله ای در میان سران رژیم ایجاد کرده و همه در اعتراض به آن یک صدا  به صحنه آمده اند .

حمید رضا ترقی عضو حزب مؤتلفه : استراتژی غربیها اعم از امریکائیها و اروپائیها این است که در ادامه سیاستهای گذشته خود از طریق منتقل کردن فشار هسته ای به ایران و بعد از طریق حقوق بشر باب تازه ای را علیه جمهوری اسلامی باز کنند تا بتوانند هم تحریم ها را استمرار بخشند و هم فشار سیاسی و بین المللی را علیه ایران افزایش دهند .

کوثری نایب رئیس کمیسیون امنیت مجلس به بهانه حرفهای بان کی مون به حسن روحانی حمله کرده و او را همدست امریکائیها معرفی میکند : اگر رئیس جمهور و یا سخنگوی دولت پاسخ مورد انتظار را به تهمت های بان کی مون ندهد ؛ این شائبه را به ذهن متبادر میکند ؛ که روحانی از قبل صحبتهائی را در این زمینه با امریکائیها داشته است .

احمد خاتمی عضو مجلس خبرگان و امام جمعه تهران در واکنش به گزارش اخیر " بان کی مون " در مورد نقض حقوق بشر در ایران : حقوق بشری که دوباره به میدان کشیده شده ؛ بهانه ای بیش نیست و آنها میخواهند برای نظام مشکل ایجاد کنند .

آقا محمدی از مهره های ولی فقیه در مجلس : سخنان بان کی مون خیلی آمرانه و اهانت آمیز است . وی در ادامه از روحانی سئوال میکند : مگر وعده ای به بان کی مون داده ای ؟

علیرغم آن خانم وندی شرمن رئیس هیئت مذاکره کننده امریکائی تأکید میکند  : ما بطور شفاف به آنها گفته ایم که مذاکرات فقط در باره برنامه هسته ای و تحریمهای مرتبط با آن انجام میشود و تحریم های مربوط به پایمالی حقوق بشر و فعالیت های تروریستی ؛ هنوز روی میز است .

 باید بدانیم که تحریمهای وضع شده بین المللی علیه ایران از طرف غرب و امریکا سه دسته میباشند :

ــ تحریمها مربوط به پرونده اتمی ( که رفع آنها به روند مذاکرات بستگی دارد )

ــ تحریم ها علیه عاملین نقض حقوق بشر در ایران ؛ که رفع آنها مشروط به مذاکره در این باره حل این مشکل است .

ــ تحریم هائی که بخاطر اقدامات تروریستی و کمک رژیم به تروریستها ؛ وضع شده است . که حل آنها در گرو تغییر سیاست منطقه ای رژیم میباشد .

یعنی دست یابی به توافق نهائی و لغو همه تحریمها ؛ بدون برخورد با تمام این مواردِ مورد اختلاف امکان پذیر نیست . و بهمین دلیل در توافق ژنو هم تأکید شده " تحریم های هسته ای " و نه " تحریم " که میتواند معنای عمومی تری داشته باشد .

واقعیت این است که ؛ امریکا و غرب در مقابله و تنظیمِ سیاست با  دیکتاتوری های کلاسیک و غیر ایدئولوژیک مشکل چندانی ندارند . اما رژیم حاکم بر ایران هم دیکتاتوری است و هم ایدئولوژیک ــ دینی ــ ؛ آنهم از نوع بنیادگرائی اش . این نوع رژیم ها ــ ایدئولوژیک ــ بسختی میتوانند در نظام مالی جهانی و سرمایه داری امریکا ادغام شوند ؛ ضمن اینکه برای دمکراسی غرب و امریکا همواره خطر محسوب شده اند .

سیاست امریکا در رابطه با این نوع کشورها همواره تلاش و فشار برای تغییر ساختار ایدئولوژیک و یا سرنگونی این نظام ها بوده است . بنابراین کاملا" قابل انتظار است که ؛ با حل و فصل احتمالی اختلافات بر سر برنامه اتمی با ایران ؛ پرونده های دیگر بجریان بیافتد .

یعنی پایان گرفتن اختلافات اتمی با رژیم به معنای پایان اختلافات و شروع دوستی و همکاری با ایران نیست . و با پایان گیری مناقشات اتمی غرب و امریکا با ایران ؛ آنها اهرم های دیگر فشار و از جمله " حقوق بشر " را ؛ برای ایدئولوژی زدائی و تغییر رفتار رژیم به جریان می اندازند . بخصوص اینکه شهروندان امریکا و غرب هم نسبت به نقض حقوق بشر در ایران ؛ اعدام و سنگسار و اجرای احکام قرون وسطائی ناخشنود میباشند .

بکارگیری اهرم فشارِ حقوق بشر علیه سران رژیم هم آسانتر است ــ چون رژیم ایران کارنامه سیاهی از نقض حقوق بشر در پرونده خود دارد و بیش از 53 بار در سازمان ملل و مجامع حقوق بشری جهان محکوم شده است ــ و هم مقبول و خوشایند مخالفین رژیم و مردم ایران که از ستم و سرکوب آخوندها به تنگ آمده اند ؛ می باشد .

 فشار غرب به رژیم در رابطه با نقض حقوق بشر از آنجا که به نفع اپوزیسیون رژیم و مردم ایران است ؛ بسیار سریعتر و کارا تر عمل میکند و از بازدهی بیشتری برخوردار است زیرا با حمایت مخالفین ایرانی همراه میشود . و کارآ تر است زیرا ؛ این فشار ضمن اینکه تعادل شکننده داخلی رژیم  را کیفا" در هم میریزد ؛ تور سرکوب و اختناق را از هم میدرد و راه را برای طغیان های اجتماعی و اعتراضات خیابانی هموار میکند .

اما در مورد نتایج مذاکرات اتمی ؛ از آنجا که روحانی و تیم مذاکره کننده او نمی توانند به تمام درخواستهای غرب حتی در زمینه اتمی ــ چه برسد به دخالت گریهای منطقه ای ؛ حمایت های مالی و نظامی از  سوریه ؛ حزب الله و .... همچنین مسئله حقوق بشر ــ پاسخ مثبت بدهند ؛ خوش بینی بسیار کمی به آینده مذاکرات وجود دارد و آینده مذاکرات اتمی با غرب در هاله ای از تردید و ابهام قرار دارد . در واقع روحانی مرد رویاروئی با مخالفین داخلیِ روند مذاکرات نمی باشد و از پس آنان که با این امر بشدت مخالف اند و منافع خود را در خطر می بینند ؛ بر نمی آید .

احمد جنتی رئیس شورای نگهبان و امام جمعه تهران در وحشت از بد فرجامی مذاکرات اتمی ؛ در خطبه های نماز جمعه ضمن هشدار به تیم مذاکره کننده در مورد کشاندن دامنه مذاکرات به مسائل غیر اتمی ؛ میگوید : در کارهای دیگر دخالت نکنید . ما اجازه نمی دهیم که در هر جلسه ای که برای حل مسئله هسته ای گذاشتید ؛ به مسائل دیگر وارد شوید . ما از حق خودمان نمی گذریم و جز حق مان چیز دیگری نمیخواهیم .

 تناقض میان خواست رژیم بر ادامه مذاکرات اتمی از یکطرف ــ تصمیمِ سیاسی که خامنه ای با اسم رمز " نرمش قهرمانانه " اتخاذ کرده است ــ و ترس از کشیده شدن دامنه مذاکرات به موضوعات غیر اتمی از طرف دیگر ؛ جنگ باندهای رژیم را بصورتی بی سابقه اوج میدهد و وضعیت آشفته و بحرانی رژیم ؛ در تک و پاتک های باندهای رژیم بهمدیگر بشکلی فزاینده ؛ آشفته تر و  بحرانی تر میگرداند .

یعنی ناسازگاری این حکومتِ دینیِ عقب مانده با جهان مدرن باعث شده است که حتی نزدیکی با امریکا و شروع مذاکره برای حل و فصل اختلافات ؛ بجای آنکه مرهمی بر دردهای بی درمان رژیم قرون وسطائی بگذارد و کمی به بهبودی آن کمک کند ؛ شرایط را برای جراحی این بیمار رو به موت و تمام کش کردن آن توسط مردم ایران ؛ مستعدتر میسازد .

 

2 ) قدرت یابی بیشتر هر یک از دو باند رژیم ؛ بسرنوشت مذاکرات اتمی گره خورده است . بمیزانی که این مذاکرات با موفقیت پیش برود ــ و باعتبار آن از دامنه تحریمها کاسته شود ــ . به دوران تسلط اصولگرایان وابسته به خامنه ای بر قدرت آسیب جدی وارد خواهد شد و مهمتر از همه چیز ؛ اعتبار و مشروعیت ولی فقیه ضربات بزرگِ جبران ناپذیری خواهد خورد .

در این جنگ قدرت اما کفه رفسنجانی  که  پیروزیها و دست آوردهای مذاکرات اتمی تماما" به نام وی ثبت میشود  ــ رفسنجانی یی که به مشروط و تشریفاتی کردن ولی فقیه معتقد است ــ ؛ در مقابل ولی فقیه ــ که منافع اصولگرایان و باند اصلی قدرت به هژمونی و یکه تازی او وابسته است ــ بالا و بالاتر میرود .

یکی از دلایل اصلی مخالفت اصولگرایان با مذاکرات اتمی ژنو نیز همین است . آنها میدانند در پشت این مذاکرات و پیشبرد آن ؛ هاشمی رفسنجانی قرار دارد . و همچنین آنها میدانند که با پیروزی این مذاگرات ؛ باند رفسنجانی پیروز عرصه قدرت ؛ خواهد شد . یعنی بدنبال چنین پیروزی ای رفسنجانی و باندش سهمی بیشتر از قدرت را تصاحب خواهند کرد و متقابلا" منافع سیاسی و اقتصادی باند اصولگرایان ؛ با خطر جدی مواجه میشود .

اما مستقل از اینکه چه کسی پیروز این جنگ میشود ؛ این جنگ اولا" واقعی است ؛ تعیین کننده است و دو طرف با تمام توش و توان خود وارد آن شده اند و دوما" جنگی است میان  دو سناریو و دو راهکار متفاوت و حتی متضاد برای برای اداره کشور و حفظ نظام . باند هاشمی رفسنجانی معتقد است برای نجات از بحرانها و بن بست کنونی ؛ چاره ای ؛ جز دوستی و همکاری با غرب و امریکا و سرمایه گذاری خارجی وجود ندارد .

بعبارتی رفسنجانی راه نجات از وضعیت فعلی و گرداب بحرانها را در آویختن بدامان غرب و امریکا جستجو میکند  و اصول گرایانِ طرفدار خامنه ای و سپاه پاسداران میگویند ؛ راه حل برون رفت از این وضعیتِ بحرانی ؛ اصرار بر ادامه راه حلی است که تاکنون برای اداره کشور جریان داشته است . یعنی جنگ افروزی ؛ تروریسم ؛ اصرار بر ادامه برنامه اتمی و ..... در خارج و در داخل کشور انقباض بیشتر و تشدید سرکوب و اعدامها .

حجت الاسلام علیزاده معاون سیاسی نهاد " شورای سیاست گذاری ائمه جمعه : رفسنجانی به خاطر " نگاه لیبرالی " به مسائل سیاسی و اجتماعی با خامنه ای اختلاف مبنایی دارد .

پیامد اجتماعی راه حلی که رفسنجانی مبشر آن است فضای باز سیاسی ؛ کمی آزادی و کاستن از سرکوب و اعدام است . سیاستی که به اعتقاد رفسنجانی ؛ برای جلوگیری از انفجار اجتماعی ؛ بالاجبار باید پیش گرفته شود . اما خامنه ای و دار و دسته اصولگرایان از ترس آنکه کنترل جامعه را از دست بدهند با راه حل رفسنجانی مخالفند و معتقدند که با کوچکترین آزادی ؛ سیل بنیان کن مخالفین آغاز میشود و بنیان نظام را در هم می پیچد .

بدنبال اتخاذ چنین رویکردی است که حسن روحانی خطاب به خانم کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا میگوید : ( استقرار ) دولت تدبیر و امید نقطه عطفی برای دگرگونی در سیستم حکومتی ؛آموزش و پرورش و حقوق بشر در ایران میباشد . بگذریم که در عمل ؛ بر خلاف وعده داده شده به کاترین اشتون و وعده های داده شده به مردم در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ؛ با روی کار آمدن حسن روحانی ؛ سرکوب و اعدام در کشور نه تنها کم نشده ؛ بلکه رشد بیسابقه ای نیز داشته است .

 اجرای حداقلهای حقوق بشری و فضای باز سیاسی ؛ اجبار پیش روی هر دولتی ــ روحانی و یا هر کس دیگر ــ است که میخواهد با غرب و امریکا دوستی و همکاری داشته باشد . یعنی علیرغم هر افت و خیزی ؛ روحانی مجبور است در آینده ای نه چندان دور ؛ چنین سیاستی را به اجرا گذارد .

و اما مستقل از اینکه کدام یک از این دو راه حل پیروز میدان سیاست ایران بشود ؛ هر دو راه حل ــ راه حل ولی فقیه و یا راه حل رفسنجانی ــ محکوم به شکستند و نهایتا" با جذر و مد هائی ؛ بسرنگونی رژیم منجر خواهند شد . یعنی هم ترس رفسنجانی و دار و دسته اش واقعی است ؛ زیرا خشم و انزجار مردم و شرایط انفجاری جامعه به نقطه ای رسیده است که هر آن امکان انفجار و شروع شورش بنیان کن وجود دارد و هم خامنه ای حق دارد که بترسد و بلرزد از اینکه ؛ با کوچکترین شکاف در دستگاه سرکوب سیل مهار ناپذیر و بنیان کنِ خشمِ فرو خفتهِ مردم شروع به طغیان کند و هست و نیست رژیم را به شوید و با خود ببرد . 

این است بن بست مرگ رژیم ؛ یعنی این رژیم با بمب اتم و یا بی بمب اتم ؛ با کمی حقوق بشر و فضای باز و یا بدون آن ــ با سرکوب و اعدام ــ محکوم به شکست و نابودی است ؛ باید برود و میرود .

 

 دوم ــ تنزل اتوریته ولی فقیه :

بعد از آنکه رژیم با خفت و خواری ؛ برنامه ها و پیشرفت های چندین ساله اتمی خود را که با هزینه میلیاردها دلار از ثروت و سرمایه های مردم ایران ؛ بدست آمده بود ؛ را در ازای رفع تحریم از بخش بسیار محدودی از درآمدهای نفتی اش به باد هوا داد ؛ ضعف ؛ درماندگی و پوشالی بودن قدرت نظام و ولی فقیه بیش از هر زمانی دیگری بر ملاء و  در معرض دید همگان قرار گرفت .

شکست رژیم در گسترش پروژه های اتمی و تسلیم ذلت بار در برابر اراده جامعه جهانی ؛ اتوریته داخلی و بین المللی نظام دینی و بخصوص ولی فقیه را بشدت تنزل داده است .  یعنی از این پس ؛ هم مردم ــ حتی باند اصول گرای وابسته ولی فقیه ــ  ایران و هم کشورهای دیگر با یک رژیم تو سری خورده ؛ تسلیم پذیر مواجه میباشند . بخصوص این شکست و عقب نشینی خفت بار با نام ولی فقیه و " نرمش قهرمانانه " اش ؛ گره خورده است .

همچنین اجبار رژیم به تسلیم  و دست برداشتن از برنامه اتمیِ پر هزینه ای که  تحریمی فلج کننده را بر مردم ایران تحمیل نموده است ؛ باعث زیر سئوال رفتن جدی تتمه مشروعیت ولی فقیه ــ بعنوان تصمیم گیرنده اصلی یک برنامه پر ضرر و خطرناک برای مردم و کشور ــ ؛ شده و میشود . در وحشت از مشروعیت زدائی از ولی فقیه و پیامدهای آن است که آیت الله حائری شیرازی معتقد است برای برگشت مشروعیت به ولی فقیه ؛ برگزاری یک راهپیمائی برای تجدید بیعت با وی ضروری است ؛ وی میگوید : مردم با یک راهپیمایی دیگر ؛ با رهبری معظم بیعت کنند تا اتحاد و انسجام در جامعه حکمفرما شود ( وبسایت فرا رو 1 بهمن ) . 

 بدنیال این عقب نشینیِ خفت بار ؛ ولی فقیهِ زهر خورده و آبرو باخته  ؛ دیگر نه تنها مرجع اصلی ــ تمام کننده ــ حل اختلافات و تصمیم گیرنده نهائی نیست ؛ بلکه با گسترش زهر عقب نشینی و تآثیرات اجتماعی آن ؛ رفته رفته اهرمهای قدرت را یک به یک از دست میدهد و نهایتا" مردم ایران پتک سرنگونی را بر سر و فرقش ؛ فرود می آورند .

در چنین شرایطی است که برای اولین بار در تاریخ 35 ساله عمر این نظام ؛ بحث نظارت بر ارگانهای وابسته به ولی فقیه در مجلس مطرح میشود و باندهای رژیم جرأت میکنند خواستار نظارت بر ارگانهای وابسته به ولی فقیه شده و بخواهند که این نهادها همچون نهادهای قانونی دیگر ؛ بدولت مالیات بدهند ــ که از نشانه های طلسم شکستگی ولی فقیه میباشد ــ .

قاضی پور نماینده مجلس در اعتراض به بحث نظارت بر ارگانهای وابسته به ولی فقیه در مجلس ؛ میگوید : خواهشمند است ( نگذارید ) تا خدشه ای در هدایت این نظام مقدس و جمهوری اسلامی پیش بیاید و ..... رهبری را بزیر سئوال نبریم .

 دایناسور نظام احمد جنتی رئیس شورای نگهبان هم با التماس از تیم مذاکره کننده میخواهد که حرف ولی فقیه را گوش بدهند : مقام معظم رهبری چهار تا خط قرمز برایشان معین کردند ؛ این خط قرمزها را کوتاه نیائید ........... خودتان را نبازید ؛ خط قرمزها را رد نکنید ؛ ما ضعیف نیستیم .

پیامدهای  احتمالی ؛ حالتی که هم درگیری و اختلاف میان باندهای رژیم هر روز شدت بیشتری می گیرد  و هم دیگر ولی فقیه زهر خورده از اقتدار لازم برای کنترل و مهار دعوای میان باندها ؛ برخوردار نیست ؛ عبارتند :

 

1 ) ولی فقیه بتدریج اقتدار لازم برای مهار جنگ و دعوای میان باندها را از دست خواهد داد ؛ در اینصورت بیشتر از هر زمانی امکان اینکه سیر اوضاع از دست سران نظام خارج شود و اختلافات خارج از کنترل و مدیریت ولی فقیه ادامه پیداکند ؛ وجود دارد .

در چنین شرایطی ؛ ممکن است جامعه ایران و نظام دینی وارد یک دوران تعیین تکلیف و سرنوشت ساز شود . یعنی وارد شرایطی شود که وقوع هر احتمالی در آن ؛ امکان پذیر باشد . احتمالاتی از قبیل فروپاشی ؛ درگیری نظامی باندها ؛ شورش و طغیان مردم ؛ یا یک سناریوی سیاه و ......

2 ) در حالتی که کف گیر ولی فقیه به ته دیگ اتمی بد فرجام رسیده است ؛ و وی منفور ؛ منزوی و بی یاور شده است . و بدترین شرایط و ضعیف ترین موقعیت برای ولی فقیه پیش آمده است ؛ خطر شروع یک قیام اجتماعی بیش از هر زمانی موجودیت نظام را تهدید میکند ( در بخش بعدی مقاله در باره استفاده بهینه از شرایط بالا و همچنین در باره قیامِ در راه و وظایف نیروهای سیاسی مخالف رژیم بیشتر صحبت خواهم کرد ).  ...........  ادامه دارد

 

03.04.2014

14 2روردین 1393

arez01953@yahoo.de