05در بخش نخست مقاله در مورد بدتر شدن شرایط سیاسی و اقتصادی کشور ؛ بعد از توافق اتمی وین توضیح دادم و همچنین به پیامدهای سیاسی این توافق از جمله به انزوا رفتن و تضعیف و تخفیف موقعیت ولی فقیه و شدت گیری جنگ و دعوای باندها اشاره کردم و در آخر نیز در مورد بهبود اوضاع سیاسی ؛ اجتماعی جامعه نوشتم که بدلیل ماهیت ایدئولوژیک نظام ؛ امکان بهبودی در این زمینه وجود ندارد . ....... اکنون ادامه مقاله

ج ــ جنگ هژمونی و بن بست سرکوب :
بعد از توافق اتمی موضوع اصلی جنگ و دعوای دو باندِ اصلی نظام ؛ " حق هژمونی " است . یعنی دعوای اصلی بر سر این است که حرف کی بالاتره ؟ کی حرف اول را میزند ؟ بعبارتی حرف چه کسی در نظام ؛ فصل الخطاب است ؟! رفسنجانی همواره ؛ بخصوص بعد از ریاست جمهوری حسن روحانی ؛ در مقابل حرفها و موضع گیریهای خامنه ای ؛ حرف و موضع متفاوت خود را اعلام کرده و نظرات و راه حلهای خود را ــ در مقابل خامنه ای ــ ؛ برای حل مسائل و مشکلات ؛ صحیح تر و راهگشاتر می دانسته . خامنه ای هم متقابلا" با بیان نظرات مخالف و اتهام زنی ها ؛ بگفته های رفسنجانی واکنش نشان میداده و این تقابل و رویاروئی ؛ ریشه در هژمونی طلبی دو رقیب داشته است .
تشدید روز افزون دامنه اختلافات پس از توافق اتمی ؛ نشان میدهد که تعادل فعلی نظام ؛ دیگر نمی تواند دوام بیاورد و باید با تعادل جدیدی ــ در رأس نظام ــ جایگزین شود . باند مغلوب برهبری رفسنجانی معتقد است که ؛ چون آنها با به نتیجه رساندن مذاکرات ؛ کشور را از خطر تحریم های کمر شکن و سایه جنگی که میتوانست به نابودی کشور و سقوط جمهوری اسلامی منجر شود نجات داده اند ؛ بنابراین سکانداریِ نظام حق آنان میباشد .
امری که روزنامه جوان ارگان بسیج سپاه در 21 مرداد به آن اشاره کرده است . این روزنامه نوشته است " برخی فعالان و جریانهای سیاسی داخلی ؛ عملا" خوشه چینی سیاسی از « فرجام » را آغاز کرده اند " . احمد جنتی هم در 23 مرداد در باره استفاده باند رفسنجانی از برگ توافق اتمی در انتخابات هشدار داد و گفت " نباید از توافق اتمی در انتخابات ؛ استفاده ابزاری شود " .
جنتی رئیس شورای نگهبان در نماز جمعه هفته گذشته به خیز رفسنجانی برای قبضه کردن هژمونی کامل نظام اشاره کرده و گفت " اینها ــ منظور باند رفسنجانی ؛ روحانی ــ نظرشان این است که همه باید تسلیم آنان باشند " وی در ادامه میگوید " البته ما حواسمان جمع است " و بهیچوجه اجازه این کا رو نمی دهیم . در عین حال وی گفته است ؛ متوقف کردن این روند " کار سنگینی است " . منظور وی این است که جلوگیری از تغییر و بهم خوردن تعادل فعلی نظام و جلوگیری از هژمونی رفسنجانی ؛ کار آسانی نمیباشد . یعنی جنگی سخت میان باندها در تقدیر؛ نظام میباشد . جنگی که حتی ممکن است به دریدن و پاره کردن و خونریزی افراد باندها منتهی گردد .
جنگِ هژمونیکِ میان باندها ؛ درحالی روز به روز بر شدت و دامنه آن افزوده میگردد که همه سردمداران نظام نسبت به حساسیت اوضاع پس از توافق اتمی و خطرِ فوران خشم انفجاری جامعه که موجودیت کل نظام را تهدید میکند ؛ بکرات هشدار داده و میدهند .
حسن روحانی پس از توافق اتمی گفته بود " باید خودمان را برای دوران پس از توافق آماده کنیم " و روزنامه های رژیم هم ؛ مستمرا" نسبت به " مدیریت مطالبات " مردم ؛ به مسئولان نظام هشدار میدهند . علی مطهری نماینده مجلس در سخنرانی برای دانشجویان دانشگاه تهران با ابراز نارضایتی از سرکوب و سانسور مطبوعات ؛ گفت " ...... اگر ما خوب عمل نکنیم ؛ هیچ ضمانتی برای آینده نیست و هم اکنون باید از دشمن داخل ترسید و ترسی از دشمن بیرونی نیست " .
در چنین شرایطی که هم خطر افزایش جنگ قدرت درونی نظام از یکطرف و خطر انفجار خشم مردم از طرف دیگر ؛ موجودیت نظام را بطور جدی تهدید میکند و همه روزه شاهد گسترش تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف کشور هستیم ــ تحصن و تجمع شبانه روزی معلمان پیش دبستانی در جلوی مجلس ؛ تجمع اعتراضی کارکنان بیمارستان و مردم شهر نور آباد ممسنی در اعتراض به دستگیری دکتر رزمجوئی ؛ تحصن و تجمع اعتراضی کارگران مس استان کرمان ؛ کارگران معادن 2 و 4 گل گهر سیرجان ؛ نیروگاه پرند ؛ کارگران پستهای فشار قوی برق ؛ کارگران پالایشگاه ستاره خلیج فارس ؛ کارگران فولاد زاگرس ؛ کارگران معدن قشلاق ایرانشهر و ..... ــ ؛ شاهد رویکرد جدید دستگاه سرکوب در مواجهه با اعتراضات اجتماعی هستیم .
یعنی بر خلاف گذشته که نیروهای سرکوبگر در مواجهه با اعتراضات مخالفین متوسل به دستگیری سرکوب خشن معترضین میشدند ؛ این بار و بعد از توافق اتمی شاهد دو رویکرد متفاوت و متضاد توسط نیروهای نظامی ـ امنیتی هستیم . از یکطرف ؛ شاهد عقب نشینی از زور و سرکوب توسط سپاه و نیروی انتظامی هستیم و از طرف دیگر شاهد نمایش خشونت و سرکوب از طریق افزایش موج اعدامها ــ آنهم در ملاء عام ــ و قطع کردن دست و پای متهمین در زندانها می باشیم .
این واکنشِ متضاد دستگاه سرکوب نشان میدهد که ؛ رژیم دیگر نمی تواند چون گذشته بآسانی اعتراضات مخالفین و تجمع اعتراضی آنان را با دست باز مورد حمله قرار داده و قلع و قم نمایند . چرا که ؛ در حالیکه رژیم نمیتواند مطالبات بر حق مردمی که ؛ در اثر بی عدالتی و تبعیض و فقر و فاقه جان شان به لبشان رسیده است را ؛ بر طرف نماید ؛ نمی خواهد هم که با دستان خود به انبار باروت خشم و نارضایتی مردم جرقه برساند .
اما از طرف دیگر دیکتاتوری دینی آخوندها میخواهد ؛ با ادامه و گسترش اعدامهای علنی و مجازاتهای قرون وسطائیِ دست و پا قطع کردن ؛ سایه زور و سرکوب را بر سر مردم حفظ نماید . تا با ایجاد رعب و وحشت در جامعه ؛ از سوراخ شدن دستگاه سرکوب ــ که می تواند باعث فوران اعتراضات شود ــ جلوگیری نماید و مانع گسترده شده اعتراضات و بهم پیوستن آن شده و بدین ترتیب سقوط و سرنگونی نظام خود را به تأخیر بیاندازد . و این واکنش متضاد بیانگر ؛ بن بست دستگاه سرکوب پس از توافق اتمی است .
اما خارج از این محاسبات ؛ مهمتر اینکه بعد از توافق اتمی مردم ایران با رژیمی ضعیف شده و پر شکاف مواجه اند که دیگر تیغ سرکوب اش ؛ کارآیی گذشته را ندارد . و راه دیگری نیز برای مقابله با اعتراضاتی که هر روز بر دامنه و عمق آن افزوده میشود ندارد .
معلمان دلیر کشورمان در آخرین اعلامیه خود که در 10 مرداد منتشر کرده اند به رژیم تا اول مهر مهلت داده اند که به مطالبات و خواسته های فرهنگیان پاسخ بدهد . اگر پاسخ حاکمیت به خواسته های بر حق معلمان منفی باشد ؛ مهر ماه میتواند برای رژیم آبستن حوادثی تلخ باشد . چرا که وقتی راههای قانونی و مدنی برای حق خواهی مردم بی پاسخ میماند ؛ راه های انقلابی و رادیکال برای تحقق مطالبات مردم و مخالفین؛ چهره می نماید .

د ــ دوران پسا توافق ؛ وقت برخاستن است :
مدیریت پس لرزه های توافق اتمی برای ولی فقیه و نظام لرزانش بسیار مشکلتر و پر خطر تر از پروسه مذاکرات اتمی و رسیدن به توافق است . زیرا ولی فقیه در حالی باید با چالشها و بحرانهای ویرانگر جنگ باندها و دستجات درونی نظام مقابله کند که هم از اتوریته و قدر قدرتی سابق برخوردار نیست و هم با مخالفت بخشی از هم باندیهای سابق خود ؛ مواجه است .
اما مهمتر ؛ خطر بالا رفتن مطالبات و انتظارات مردم و جوانان بعد از لغو تحریمها و خطر شروع اعتراضات اجتماعی ؛ خطری است که بطور جدی تر موجودیت نظام را ؛ بیشتر از گذشته تهدید میکند . بخصوص که دیگر با کنار رفتن بهانه تحریمها ؛ دیگر فقر و نداری ؛ تبعیض و ستم ؛ بیکاری و ..... با صبر و بردباری مردم تحمل نمی شود .
روزنامه ابتکار متعلق به باند رفسنجانی ـ روحانی در مقاله ای وضعیت انفجاری جامعه را چنین بازگو میکند " ساخت داخلی با اتفاقات 88 گرفتار منازعات روزافزون و تنش های مهلک گردید ....... فضای عمومی جامعه بایستی نرمال و امنیتی زدائی گردد . اکنون انتظار جامعه بسر آمده و تحملش در مقابل تنش های داخلی به حداقل رسیده " .
آخوند جنتی رئیس شورای نگهبان در خطبه نماز جمعه ؛ با یادآوری خطرات بحرانهای اجتماعی از قبیل بیکاری ؛ توجه به عواقب و پیامدهای این بحرانها را به نظام گوشزد نمود و گفت " مشکلات اقتصادی مردم رو از پا در میاره . ما مشکل اشتغال داریم ؛ مشکل مسکن داریم و ..... اگر بهش نپردازیم ؛ عواقب خوبی در انتظارمان نیست " .
علی مطهری نماینده مجلس آخوندی ؛ ضمن در خواست رعایت حساسیت لازم در برخورد با اعتراضات خشمگینانه معلمان ؛ هشدار میدهد که "( برخورد حساب نشده با اعتراضات معلمان ) برای روز مبادای نظام و کشور بسیار خطر آفرین است . پس هر گز نباید در باد آرامش ظاهری و موفقیت های سیاست خارجی خوابید " .
روزنامه ابتکار وابسته به باند رفسنجانی با اشاره سفره خالی از نان مردم و خطر شورش گرسنگان ؛ می نویسد " روحانی باید به پیامدهای این فتح الفتوح توجه ویژه نماید " و بعد با اشاره به فقر و فلاکت مردم می نویسد " ...... بایست مردم نتیجه این تحولات را روی سفره ها شان لمس کنند " . و یاد آور میشود که " نبایست فضا برای کسانی که میخواهند از آب گل آلود نا امیدی مردم ؛ ماهی مقصود خود را صید کنند ؛ باز شود " .
با توافق اتمی بهانه چندین ساله تحریمها کنار میرود و مردم فرصت عرض اندام بیشتری می یابند و از گذشته بهتر میتوانند ؛ پیگیر مطالبات بر حق خود باشند . بنابراین بعد از لغو تحریمها مردم بصورت جدی تری نسبت به گذشته ؛ در صحنه حاضر شده و خواسته های اولیه خود را از رژیم مطالبه میکنند . در این شرایط خواستهای صنفی مردم و بویژه جوانان ــ که بعضی از مقامات نظام ؛ آنها را بمب ساعتی آماده انفجار نامیده اند ــ با سرعت بیشتری سیاسی و رادیکالیزه می شوند .
در عمل هم بعد از توافق اتمی ؛ اکسیون ها و تجمعات اعتراضی مردم و بویژه جوانان افزایش یافته است و در همان هفته های اول بعد از توافق ؛ با اعتراضات جوانان به حکم اعدام محمد علی طاهری در خیابان ولی عصر ؛ تجمع اعتراضی معلمین در جلوی مجلس ؛ اعتراضات مردم و جوانان در اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی در اصفهان ؛ اعتراضات مردم کرج در محله گلشهر در اعتراض به اعدام 3 جوان در ملاء عام ؛ که معترضین با سنگ به جلادان مأمور حکم حمله کردند و همچنین تجمع اعتراضی خانواده های قربانیان محکوم به اعدام در مقابل ارگان دیوان عدالت اداری و ..... بودیم .
بنابراین توافق اتمی راه را برای تحولاتی باز کرده است که نهایتا" به تغییر و سرنگونی رژیم منتهی خواهد شد . یعنی آنطور که بنظر میرسد ؛ دوران گریز از سراشیبی سرنگونی برای کلیت نظام در حال به پایان رسیدن است . وضعیت آشفته و اوضاع درهم پیچیده نظام هم گواه زلزله ای سیاسی است که در پیش رو قرار دارد .
پس از توافق اتمی ؛ دیگر هیچکس ــ از دستگاه قدرت رژیم ــ ؛ در جایگاه گذشته اش قرار ندارد . پیش از همه اتوریته و قدر قدرتی ولی فقیه صدمه دیده است ؛ بخصوص که با تکرار عامدانه جمله " نا دیده گرفته شدن خط قرمزهای ولی فقیه " از طرف دلواپسان و اصولگرایان تند روتر ــ که اتفاقا" دل خوشی هم از ولی فقیه ندارند ــ ؛ هیبت و اقتدار پوشالی او بشدت متزلزل شده بطوریکه ؛ تصمیمات مهم سیاسی خارج از چارچوب قدرت و اراده او بر نظام تحمیل میشود .
همچنین پس از توافق ؛ تعادل قوای حلقه قدرت بنفع باند به نتیجه رسان مذاکرات یعنی باند رفسنجانی ـ روحانی چرخش خواهد کرد و اصولگرایان بخصوص بخش محافظه کار تر آن ــ معروف به دلواپسان ــ به حاشیه خواهند رفت .
در چنین شرایطی ولی فقیه از یکطرف نه اقتدار لازم برای مهار و کنترل جنگ و دعوای باندها ــ که هر دم هم فزونی میگیرند ــ را دارد ؛ و نه توان مقابله با عصیانهای اجتماعیِ هر دم فزاینده ای که بعد از توافق اتمی ؛ مجال بروز می یابند را . در این صورت بیشتر از هر زمانی و بهتر از هر شرایطی ؛ امکان اینکه کنترل اوضاع از دست سران نظام خارج شود و اختلافات خارج از کنترل و مدیریت ولی فقیه و سران نظام ؛ ادامه یابد وجود دارد .
بیدلیل نبود که روز سه شنبه 23 تیرماه با اعلام خبر توافق هسته ای ؛ رژیم آخوندی از ترس واکنش مردم ؛ نیروهای گارد ویژه و مأموران انتظامی و اطلاعاتی خود را در برخی از خیابانها و نقاط تهران از جمله ولی عصر و اطراف ساختمان رادیو و تلویزیون مستقر کرد و به ارگانهای سرکوبگر خود آماده باش داد . خامنه ای که میداند چه دوران سخت و پر فراز و نشیبی در پیش رو دارد ؛ در اولین سخنرانی بعد از توافق ؛ وحشت زده و هراسان از بازتاب های اجتماعی بعد از توافق ؛ گفت " از ملت عزیز انتظار دارم که همچنان وحدت و متانت خود را حفظ کنند ".
بنابراین زمان ؛ زمان برخاستن مردم دلیر ایران برای حق خواهی فرا رسیده است ؛ شرایط مناسب برای کسب حقوق و آزادیهای از دست رفته ؛ فراهم شده است و مردم هم پیشاپیش در تجمعات شادمانه خود ــ تجمع استقبال از توافق ــ ؛ اعلام کردند " توافق بعدی ما ؛ حقوق شهروندی ما " . بنابراین مردم باید از ضعف و استیصال رژیم استفاده کنند و علاوه بر تحمیل مطالبات حقوق بشری و حقوق از دست رفته شان ؛ زمینه تغییر جدی نظام و سرنگونی تمامیت این رژیم را فراهم کنند .
چه خوب میشد اگر این توافق ؛ میتوانست در اثر یک جنبش وسیع اعتراضی به رژیم تحمیل شود . در اینصورت توافق بدست آمده با مداخله قدرت مردم تضمین می یافت . اما راه حل پایدار برای مسئله هسته ای ایران ؛ نهایتا" به اقتدار و حاکمیت مردم و دمکراسی گره خورده است . امری که با ماهیت این رژیم ناسازگار است .
بنابراین تضمین چندانی برای پای بندی رژیم به تعهدات اش به جامعه جهانی و به سرانجام رسیدن این توافق وجود ندارد و تنها با سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی و حاکمیتی ملی است که می توان اعتماد واقعی جامعه جهانی را جلب نمود و مسیری بی خطر و مبتنی بر منافع ملی ؛ برای حل مسئله اتمی ایران انتخاب نمود .

25.08.2015 ( 3 شهریور 1394 )
arezo1953@yahoo.de