محمود خادمی

 

آنجا که آزادی نیست ؛ اگر رأی دادن چیزی را تغییر میداد ؛ اجازه نمی دادند که شما رأی بدهید .                                                                       « مارک تواین نویسنده و طنز پرداز امریکایی »

 

در کشوری که قدرت بتمامی در نهاد دین و از طریق نمایندگانش ولی فقیه ؛ آیت الله ها و روحانیون اعمال می شود ؛ تراژدی انتخابات ؛ نمایش مضحک و دردناکی است که سالهاست با بایکوت و بی محلی بسیاری از  مردم ایران روبرو میشود . آیت الله ها و حکام دینی اساسا" به " بیعت " ــ امت با رهبر ــ یعنی اطاعت و فرمانبرداری از رهبر دینی ؛ معتقدند و نه انتخابات که از اراده آزادانه ؛ آگاهانه و مستقل انسان ها برمیخیزد تا آرزوها و خواسته هایشان را محقق کند .

استبداد دینی حاکم بر کشور در حالیکه انتخابات ریاست جمهوری ؛ تناقضات ذاتیِ درونیِ نظامِ دینی اش را به نمایش می گذارد و بحرانها و اختلافات میان باندها و دستجات آن را شدت می بخشد ؛ برای کسب اعتبار بین المللی ؛ مشروع جلوه دادن نظام ؛ بستن دهان مخالفان و نشان دادن اینکه در نظام جمهوری اسلامی هم مانند دیگر ملل مترقی جهان ؛ اداره امور جامعه انتخابی است ؛ تن به ریسک بزرگ و پر خطری میزند و این نمایش رسوا را برگزار میکند . و گر نه روشن است که :

در دنیای متمدن امروزی ؛ جمهوریتِ یک نظام سیاسی بعنوان یک پرستیژِ سیاسی و همسوئی با پیشرفت و تمدن به حساب می آید و در یک جمهوری اختیارات و وظایفی از طرف قانون به رئیس جمهور واگذار می شود . بر این اساس ؛ رئیس جمهور کسی است که کار گزار سیاست های کشور برای اداره امور جامعه ؛ برنامه ریزی ملی برای کشور ؛ مدیریت سیستم اقتصاد ؛ بر قراری رابطه با خارج و امضاء قرار دادها ؛ معاهدات ؛ توافق نامه ها و ..... میباشد .

مشکل نظام دینی امّا این است که پیدا کردن چنین نفری برای رئیس جمهور شدن که این وظایف قانونی را انجام دهد ؛ غیر ممکن است . غیر ممکن نه به خاطر اینکه در ایران قحط الرجال وجود دارد بلکه بخاطر اینکه ؛ هر کس که رئیس جمهور بشود برای انجام وظایفی که قانون مشخص کرده است ؛ قبل از هر چیز با مانع جدی قوانین و احکام اسلامی و سد سدید فتاوی و احکام حکومتی ولی فقیه ؛ آیت الله ها ؛ حجج اسلام و ........ مواجه می شود .

 از آنجا که جامعه 70 میلیون نفری ایران با فرهنگی کهن و مردمانی آزاده و با فرهنگ را ــ بخصوص زنان و مردان جوان ــ که خواستاری آزادی ؛ رفاه ؛ پیشرفت و مدرنیسم هستند را نمی توان با روضه خوانی و اجرای احکام فقهی خمس و زکات و خراج و دیه و قوانین قرون وسطائی تعزیر ؛ قصاص و سنگسار و ... اداره کرد و از آنجا که نمی توان با جهان خارجی که هیچ وقعی به این احکام و قوانین نمی گذارد قطع رابطه کرد و .... ؛ رئیس جمهور در اداره کشور و رابطه با جهان خارج ؛ در چارچوب این احکام و قوانین با مشکلِ مقاومت و مخالفت مردم مواجه خواهد شد .

و از طرف دیگر رئیس جمهور هر کس که باشد چگونه می تواند با اعتقاد به این احکام و قوانین دینیِ قرون وسطائی به وظایف و حقوق ملت و ارتباط با جهان خارج و تعهدات بین المللی و ...... پای بند بماند؟ رئیس جمهور در کشور آیت الله ها و کشور امّام زمان ؛ چگونه می تواند احکام و قوانینی که هیچ سنخیتی با زندگی بشر امروزی ندارند ؛ را با قوانین مدرنِ حقوقی و قضائی ؛ حقوق بشر و رابطه اقتصادی و سیاسی با غرب ؛ تکنولوژی و اینترنت ؛ ورزش بانوان و .... آشتی دهد ؟

رئیس جمهور هر کس که باشد و بخواهد جدّی ؛ صادق و درستکار بوده و به وظایفش عمل کند ؛ باید قبل از هر چیز با هزاران تناقض و دست بستگی های دینی و احکام و فتاوی آیت الله ها مقابله کند و نهایتا" هم چاره ای جز زیر پا گذاشتن و عبور از این قوانین و احکام عقب مانده را ندارد. امّا آیا امکان و توان عبور و زیر پا گذاشتن این احکام و قوانین و ندیده گرفتن دستورات مراجع و روحانیون ؛ در حکومت اسلامی وجود دارد ؟

تجربه 34 سال حاکمیت نظام دینی بر کشور ما نشان داده است که بدلیل آب بندی نظام برای مقابله با چنین مواردی ؛ امکان سر پیچی و تخلف از دستورات دینی روحانیون ؛ احکام و قوانین دینی و ..... برای رئیس جمهور در حکومت دینی ؛ از اساس وجود ندارد . چرا که این کار قبل از هر چیز اقتدار پوشالی  آیت الله ها و روحانیون حاکم را بخطر انداخته و هرگونه تزلزل و هر میزان کوتاه آمدن از این قوانین و احکام ؛ حاکمیت دینی را با خطر جدی سرنگونی مواجه میسازد و پایه های نظام را بلرزه در می آورد و رئیس جمهور چاره ای جز تسلیم ندارد .

مثلا" سردمداران نظام میدانند که ؛ با یک قدم کوتاه آمدن از حجاب اجباری و احکام سرکوب گرایانه قصاص ؛ سنگسار ؛ اعدام و شکنجه و .... گرد باد خشم و نفرت مردم از این رژیم ؛ بنیادهای این نظام را با خود به هوا میبرد . کافی است به نارضایتی و واکنش خشم آلود آیت الله ها بر علیه اقدام  احمدی نژاد ( رئیس جمهور مملکت ) در همدردی و در بغل گرفتن مادر پیر هوگو چاوز ــ در مراسم تشیع جنازه چاوز رئیس جمهور متوفّی ونزوئلا ــ ؛ نظری بیافکنید ؛ انگار احمدی نژاد اصول دین را زیر پا نهاده و یا آیاتی از قرآن را نفی کرده است  ؛ فریاد و فغان آیت الله ها به آسمان بلند شد ــ آیت الله هائی که در مقابل دزدی و فساد سردمداران نظام ؛ فقر و گرسنگی مردم ؛ زندان ؛ شکنجه و تیر باران آزادیخواهان و .... واکنشی ندارند و سکوت کرده و میکنند ــ . در حالیکه کار احمدی نژاد از نظر جهانیان و در روابط میان کشورها امری رایج و پسندیده میباشد .

یعنی رئیس جمهور هر کس که باشد ــ احمدی نژاد یا خاتمی و دیگر اصلاح طلبان و یا هر کس دیگر ؛ فرق نمی کند ــ در تناقض بین وظایف خود با فتاوی آیات عظام و مراجع دینی و موانعی که احکام و قوانین دینی در مسیر انجام وظایفش قرار میدهد ؛ چه میکند ؟ با  آیت الله ها ؛ مراجع و روحانیونی که در اصل و به لحاظ تاریخی برای امور دینی و معنوی و در یک کلام رسیدگی به امور آخرتی ــ مسائلی که به رابطه فرد و خدا مربوط میشود ــ موجودیت پیدا کردند ؛ ولی امروزه کار اصلی شان اداره امور سیاسی ؛ اقتصادی و نظامی است چه میکند و چگونه از شرِ فتاوی و فرامین آنها ــ که همه چیز کشور را به تملک خود در آورده اند ؛ از اختیارات وتو نشدنی برخوردارند و همه گونه مشاغل سنتی و مدرن را در کشور قبضه کرده اند  ــ رهائی می یابد ؟

در حالیکه این  روحانیت هیچ خدائی را بنده نمی باشد و به هیچ اصلی جز منافع باد آورده و حفظ قدرت خود نمی اندیشد . رئیس جمهور چگونه میتواند با اِعمال قدرت و دخالت این قشر مقابله نموده و تناقض موجود را به نفع وظایف قانونی و تعهدی که در قبال مردم و کشور دارد ؛ تغییر دهد ؟ چگونه از پس  ولی فقیهی که فصل الخطاب است و باید بهر قیمتی وضعیت موجود را به نفع شبکه آزمند و سیری ناپذیر روحانیون حفظ کند ؛ بر می آید ؟

باور کنید و یقین داشته باشید اگر نگوئیم همه ؛ ولی اکثریت قریب باتفاق روحانیت ایران به رذالت ؛ خونریزی و فساد آلوده اند ؛ روضه خوانهای دیروز ؛ امروزه مزه قدرت ؛ ثروت ؛ رانت خواری و دیگر امتیازهای دولتی را چشیده اند . فتوای تجاوز ؛ تبعیض و حق کشی صادر کرده اند و در جرائم و جنایات این رژیم شریکند و دستهای اکثر آنان بخون مردم کشور آغشته است .

بنابراین دلیلی برای کوتاه آمدن و پا پس گذاشتن از اجرای این احکام و قوانین برای آنان وجود ندارد ؛ آنها خوب میدانند با کوچکترین عقب نشینی ؛ مردم همه آنچه را بنا حق بدست آورده و خورده اند از گلویشان بیرون خواهند آورد و بخصوص اینکه روحانیت همه ی پل های پشت سر خود را خراب کرده است و دیگر راه بر گشت به گذشته را نیز از دست داده است . یعنی آنها با کناره گیری از قدرت ؛ بدلیل کثرت جنایات و فساد ها ؛ از ثروت معنوی و اعتبار دینی گذشته نیز ؛ دیگر برخوردار نیستند .

بنابراین انتخابات و بخصوص انتخاب رئیس جمهوری بدلیل سد سدید ولایت فقیه و روحانیون حاکم ؛ هیچ مسئله ای را به نفع مردم تغییر نمی دهد . زیرا بر خلاف کشورهای دیگر که با تغییر رئیس جمهور در کشورشان ؛ مردم میتوانند شاهد تغییرات بزرگ و ضروری و بستر سازی برای تغییرات اساسی در کشور باشند ؛ در کشور ما اینگونه نیست . پس مقوله انتخابات و انتخاب رئیس جمهوری هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ندارد .

در کشور ما گذشته از اینکه ؛ نه به رأی مردم در انتخابات احترام گذاشته میشود ؛ نه انتخابات سالم و آزادی برگزار میگردد و نه انتخاب شونده از چنان قدرت و پتانسیلی برای تغییر و اجرای قانون برخوردار است . علاوه بر آن ؛ هسته اصلی قدرت در ایران نه رئیس جمهور ؛ نه مجلس و نه دیگر ارگانها و نهاد های انتخابی و قانونی کشور بلکه " ولی فقیه " است که فراتر از قانون و انتخابات میباشد . یعنی در کشور ما نظامی حاکم است که تصمیم گیرنده اصلی ولی فقیه و نهادهای انتصابی او مانند " شورای نگهبان " ؛ " مجلس خبر گان " " مجمع تشخیص مصلحت " و ... میباشد و قانون اساسی کشور هم این خود کامگی را توجیه قانونی کرده است .

حال زمان اجرای این نمایش مسخره در حالی نزدیک می شود که :

1 ) از طرفی گروهها و سازمان های سیاسی سرنگونی طلب ؛ امید خود را به تحولات احتمالی و اتفاقات خودبخودی در جامعه بسته اند . امیدوارند که از دل بحرانهای متعدد و علاج ناپذیری که رژیم را احاطه کرده است ؛ استبداد دینی بزمین بخورد و سقوط کند . و آنها بعد از سرنگونی رژیم مرحمت نموده و زمام امور را در دست بگیرند . و یا انتظار دارند که با شدت گیری جنگ و جدال باندهای نظام اوضاع بهم بخورد و رژیم سرنگون شود و یا ......  . و در شرایط فعلی خود اپوزیسیون و مخالفین نه نقشی جدی در تحولات داخل کشور دارند و نه طرح و برنامه ای عملی برای سرنگونی رژیم .

از طرف دیگر آنچنان که معمول بوده و مردم ایران هم در این 34 سال شاهد بوده اند ؛ در غیاب اعتراضات سراسری مردم و یک اپوزیسیون فعال و سرنگونی طلب در صحنه و وصل به مردم ؛ پس از هر انتخاباتی نهایتا" ؛ قدرت از جناحی دزد و فاسد به یک جناح دزد و فاسد دیگر منتقل میشود .

2 ) نیروی ملی با کاراکتر ؛ برخوردار از اخلاق سیاسی و پایهِ اجتماعی گسترده در صحنه سیاسی داخل کشور وجود ندارد . در صورتیکه چنین نیروئی و یک سازماندهی ملی وجود میداشت ؛ می توانست با بسیج اقشار مختلف جامعه از طریق اعمال قدرتِ اجتماعی ؛ روند انتخابات را تغییر داده و با فشار این قدرت ــ قدرتِ اجتماعی ــ شرایط را برای تغییر آرایش نیروهای سیاسی و بستر سازی برای تغییرات بنیادی در کشور فراهم کند . اگر چنین نیروئی وجود میداشت ؛ شاید راه دیگری جز تحریم انتخابات ؛ در مسیر نیروهای سیاسی و مخالفین نظام قرار میگرفت . ولی اکنون و در غیاب این نیرو جز تحریم فعال انتخابات هیچ راهی باقی نمانده است  .

3 ) باند احمدی نژاد که تقریبا" از آغاز دوره دوم ریاست جمهوری اش سیاست رابطه با امریکا را دنبال میکند؛ قبول کرده است که اولین پیشرط لازم برای ادغام در اقتصاد جهانی و جذب سرمایه های خارجی ــ برای استخراج و صدور نفت که حیات و ثبات نظام به آن وابسته است ــ کاهش تشنج و عادی سازی رابطه با غرب و امریکا میباشد .

 بهمین خاطر از آغاز دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد ؛ تلاش این حلقه برای برقراری رابطه با امریکا شروع و تماس های پنهان و بده بستانهای مخفیانه ای ــ توسط لابی های رژیم در غرب و امریکا ــ برای مذاکره و ایجاد رابطه با امریکا مستمرا" در جریان بوده است . بخصوص که احمدی نژاد میداند برقراری رابطه با امریکا ؛ وزنه باند او را در انتخابات ریاست جمهوری در مقابله با باند ولی فقیه سنگینتر میکند .

سایت " جوان " وابسته به سپاه پاسداران : احمدی نژاد بدنبال برقراری رابطه با امریکاست و تلاش میکند که با استفاده از حمایت امریکا ؛ شانس اطرافیان خود برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری را ؛ افزایش دهد .

روزنامه واشنگتن پست : احمدی نژاد علیرغم تندترین اظهارات در طول ریاست جمهوری خود علیه اسرائیل ؛ در دوره دوم ریاست جمهوری خود بارها تمایل خود را به گفتگو با امریکا بیان کرده است و وی بعنوان برجسته ترین چهره حکومت ایران در سطح بین المللی میتواند نقش مؤثری در گفتگوی پیش روی ایران و امریکا داشته باشد .

امّا آنچه که تازگی دارد ؛ رضایت ولی فقیه برای مذاکره مستقیم با امریکا میباشد . هراس ولی فقیه از خطر شورش گرسنگان ــ که موجودیت نظام را تهدید می کند ــ ؛  فروپاشی ناشی از تحریم ؛ بحران اقتصادی و انزوای خارجی سرانجام باعث شده است  ؛ دریچه و دور نمای جدیدی در افق مناسبات با امریکا گشوده شود .

یعنی  ولی فقیه بخوبی دریافته است که ؛ با مشروعیت از دست رفته و بی اعتباری گریبانگیر نظام ؛ بدون یاری گرفتن از خارج ــ غرب و امریکا ــ و کاستن از فشارهای تحریم غرب نمی تواند  در راه احیا و بازسازی ساختار لرزان حکومت اش قدمی بردارد . بعبارتی نظام دینیِ غرق در هرج و مرج ؛ نابسامانی و بی قانونی و ورشکستگی ؛ در آستانه فروپاشی قرار گرفته است و ولی ققیه دیگر بیش از نمی تواند نمایشات ضد امریکایی اش را کِش بدهد و میدان را برای رقیب خالی بگذارد . یعنی ؛ ظاهرا" میخواهد جام زهرِ رابطه با امریکا را سر بکشد .

خامنه ای در سخنانی به مناسبت شروع سال جدید شمسی در مشهد گفت : من به مذاکره با امریکا خوش بین نیستم ؛ امّا مخالفتی هم ندارم . یعنی خامنه ای برای اولین بار عدم مخالفت خود برای مذاکره با امریکا را اعلام کرد .

بنابراین ویژگی انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 ؛ مصادف شدن آن با رضایت ولی فقیه برای مذاکره و ایجاد رابطه با امریکا است . البته این احتمال هم وجود دارد که ؛ مطرح شدن نفس مذاکره و رابطه با امریکا ؛ بعنوان ابزاری برای گرم کردن تنور انتخابات ؛ استفاده شده باشد . چرا که وی خوب میداند بخش وسیعی از مردم راه حل مشکلات اقتصادی موجود در کشور را ؛ در بهبود روابط ایران و امریکا میدانند و معتقد هستند این تنها راه نجات کشور از بحران اقتصادی ؛ فقر و ویرانی است . این نوع نگاه بخصوص در طبقه متوسط جامعه ایران ؛ می تواند به باندهای رژیم در گرم کردن تنور انتخابات کمک کند .

کما اینکه جدال در حوزه سیاست خارجی و مخالفت باند خامنه ای با حلقه احمدی نژاد برای مذاکره و برقراری رابطه با امریکا ؛ همواره از موضوعات جنگ قدرت باندها بوده و روز بروز هم گسترده تر شده است که از آن جمله می توان به دستگیری " محمد شریف ملک زاده " از گردانندگان اصلی لابی رژیم در امریکا توسط باند خامنه ای ؛ جلوگیری از سفر وزیر خارجه ایران به عربستان و یا مخالفت با سفر " ملک عبدالله " رئیس جمهور اردن به ایران همگی از تلاش های باند ولی فقیه برای جلوگیری از پیشروی این باند در ایجاد رابطه با امریکا ؛ اشاره کرد .

این جنگ قدرت که در گذشته در رابطه با مذاکره با امریکا وجود داشت ؛ در واقع جنگ بین دو راه حل کاملا" متضاد برای بقاء نظام بود . گرایشی که احمدی نژاد آن را نمایندگی میکرد ؛ تنها راه حل مشکلات اقتصادی و  نجات نظام دینی را ؛ در برقراری رابطه با غرب و بطور خاص امریکا میدانست و میداند . در حالیکه ولی فقیه و بخش مسلط نظام دست یابی به سلاح اتمی بهر قیمت و کسب هژمونی منطقه ای را ؛ راه نجات کشور از وضعیت کنونی میداند . راه حلی که با راه حل باند احمدی نژاد کاملا" متضاد است . اکنون ظاهرا" هر دو بال نظام چاره رهائی از بحرانهای اقتصادی  و وضعیت انفجاری جامعه را در مذاکره و برقراری رابطه با امریکا میدانند .  

اینکه جمهوری اسلامی در دوره انتخابات و یا بعد از آن با غرب و امریکا به توافق میرسد یا نه ؛ بطور دقیق و با قطعیت قابل پیش بینی نیست ؛ چرا که در حالیکه جمهوری اسلامی به این رابطه سخت نیاز دارد ؛ از حداقل ظرفیت لازم ؛ برای برقراری چنین رابطه ای محروم می باشد . امّا بهرحال  بنظر میرسد ؛ مسئله مرکزیِ انتخابات ریاست جمهوری این بار این است که ؛ بعد از انتخابات چه کسی سر نخ ارتباط با امریکا را در دست خواهد داشت .

در چنین شرایط و وضعیتی قرار است در 22 خرداد 1392 انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود . روشن است که کشمکش و دعوای باندهای رژیم نه بخاطر انتخابات شروع شده و نه با پایان انتخابات تمام خواهد شد ؛ علت اصلی این اختلافات به ساختار آنارشیک و ناهمگون قدرت دینی بر میگردد که بحران خارجی و تحریم و شرایط اقتصادی مردم و کشور ؛ آن را تشدید و شتاب بخشیده است . در حال حاضر ؛ پتانسیلِ ترکیب ویرانگر درونی ــ نظام دینی ــ و عامل خارجی ؛ نظام جمهوری اسلامی را فشل و پاره پاره کرده است و از آنجا که انتخابات ریاست جمهوری این وضعیت آشفته و شکننده را ضریب می زند ؛ این انتخابات بدون شک یک نقطه عطف در دعوای گرگ ها ــ باندهای رژیم ــ خواهد بود .

اگر خامنه ای نتواند این جنگ و جدال ها را مهار کند ــ که نمی تواند هم مهار بکند ــ سیر اوضاع کاملا" از دست سران نظام خارج میشود و دیگر جنگ و دعوای باندها خارج از کنترل و مدیریت سران رژیم ادامه خواهد یافت و نابودی استبداد دینی و فروپاشی نظام ؛ رقم خواهد خورد . بعبارتی جامعه ایران و حکومت دینی وارد یکدوران سرنوشت ساز میشود . یعنی شرایطی بوجود خواهد آمد که دَر برای وقوع هر احتمالی باز خواهد بود . از درگیری نظامی میان باندها ؛ فروپاشی نظام ؛ فتوای تجاوز ؛ شورش و قیام مردم ؛ سرنگونی رژیم تا سناریوهای سیاه و از جمله شیر تو شیر شدن اوضاع .

قابل توجه مخالفین نظام جمهوری اسلامی و اپوزیسیون سرنگونی طلب ؛ اگر در صورت شدت گیری جدال باندها ؛ شرایط برای طغیان مردم ناراضی فراهم شود و مردم به خیابانها بیایند و اگر مردم ؛ حاکمیت را بزیر بکشند . تنها در صورت حضور یک اپوزیسیون مشروع و مردمی است که می تواند از دل این طغیان توده ای ؛ بهبودی اوضاع و امنیت اجتماعی و صلح و دوستی ببار بنشیند . در غیر اینصورت و در نبود چنین اپوزیسیونی و در غیاب اعتراضات توده ای و سراسری نهایتا" قدرت از جناحی به جناح دیگر منتقل میشود .  

در بخش بعدی مقاله در این باره بیشتر توضیح خواهم داد ...... ادامه دارد

 

                    09.04.2013

Arezo1953@yahoo.de